پايگاه اطلاع رساني دفتر آيت الله العظمي شاهرودي دام ظله
ArticleID PicAddress Subject Date
{ArticleID}
{Header}
{Subject}

{Comment}

 {StringDate}
Sunday 09 August 2020 - الأحد 18 ذو الحجة 1441 - يکشنبه 19 5 1399
 
 
 
  • (قسمت دوم ـ شهادت حضرت محسن بن على(عليه السلام  
  • 1390-01-25 12:50:55  
  • تعداد بازدید : 78   
  • ارسال به دوستان
  •  
  •  
  • Shahroudi.Com000(15).jpg - 300x225 - 14.52 kb

    1ـ ابن شهر آشوب سروى در كتاب «المناقب» خود جلد سوم صفحه 132 از كتاب «المعارف» ابن قتيبه دينورى  نقل مى كند :

    «فرزندان فاطمه(عليها السلام) عبارتنداز :حسن ،حسين،زينب وأم كلثوم (عليهم السلام) و همانا «محسن» از ضربه «قنفذ عدوى» كشته شد.

    2ـ مسعودى در«اثبات الوصيه»  صفحه 142 مى نويسد:

    «... آنان در هجوم به خانه، فاطمه(عليها السلام) سيده زنان را در پشت درب چنان فشار دادند كه محسن را سقط كرد!»

    3ـ شهرستانى در كتاب «الملل والنحل» چاپ بيروت جلد اول صفحه 57 مى گويد:نظام گفته است :

    «همانا عمر چنان ضربه اى به شكم فاطمه(عليها السلام) در روز بيعت زد كه فاطمه(عليها السلام)جنين خود را از شكم انداخت.»

    4ـ ذهبى در كتاب «الميزان الا عتدال» جلد اول صفحه 139 رقم 552 مى نويسد:

    «اِنَّ عمر رَفَسَ فاطمه حتّى اُسقطتْ بمحسن »

    «بدون شك عمر چنان لگدى به فاطمه (عليها السلام) زد كه «محسن» از او سقط شد.»

    5ـ صفدى در كتاب خود به نام «الوافى بالوفيات» جلد ششم صفحه 17 مى گويد:

    «نظام معتزلى معتقد است كه بدون شك عمر در روز بيعت چنان فاطمه را زد كه «محسن »رااز شكم انداخت.»

    6ـ الاسفرائينى التميمى دركتاب«الفرق بين الفرق» صفحه 107 مشابه عبارت فوق را مى آورد.

    7ـ الحموئى الجوينى الشافعى در كتاب«الفرائد السمطين» جلد دوم صفحه 35 با اسناد خود از ابن عباس روايت مى كند كه رسول خدا(صلى الله عليه وآله) فرمودند:«... بدرستيكه مى بينم  بعد از من غم و غصه در خانه دخترم فاطمه(عليها السلام)وارد مى شود وهتك حرمت مى شود وحقّش غصب مى شود واز ارثش منع مى شود و پهلويش شكسته مى شود و او ندا مى دهد يا محمداه!پس جواب داده نمى شود!»

     8 ـ ابن ابى الحديد معتزلى در «شرح نهج البلا غه» چاپ بيروت جلد چهاردهم صفحه 192 مى گويد:

    « عده اى از مشركين از جمله «هباربن أسود» به قصد اذيت كردن زينب دختر حضرت رسول اكرم(صلى الله عليه وآله)(كه از مكه به سمت مدينه حركت كرده بود) ناقه او را تعقيب كردند. اول كسى كه از مشركين به ناقه زينب رسيد هبّاربن أسود بودكه به محض رسيدن نيزه اى بطرف هودج زينب رها كرد. زينب كه حا مله بود از اين حمله ترسيدو چون كه به مدينه رسيد بچه اش را سقط كرده بود . بهمين خاطر پيامبر(صلى الله عليه وآله)دستور داد كه هر كجا هبّار بن أسود را ديدند آن را به قتل برسانند.»

    Shahroudi.Com000(2).jpg - 300x225 - 22.80 kb

    ابن ابى الحديد بعد از نقل اين خبر مى گويد: اين خبر را براى «نقيب أبى جعفر» كه خدايش رحمت كند خواندم.

    نقيب گفت:«وقتى رسول خدا (صلى الله عليه وآله) بخاطر ترساندن زينب و سقط شدن فرزند او ، خون «هبّار بن أسود» را مباح كرد، روشن است كه اگر در زمان فاطمه (عليها السلام) زنده بود بدون شك خون كسانى كه فاطمه (عليها السلام) را ترسانده تا بچه اش را سقط كرد، مباح مى كرد.»

    ابن ابى الحديد مى گويد به نقيب گفتم: آيا مى توانم اين خبر را كه «عده اى فاطمه (عليها السلام) را ترساندند تا اين كه فرزندش محسن را سقط كرد.» از شما نقل كنم، نقيب گفت:«نه! از من نقل نكن و لكن بطلان اين خبر را نيز از من نقل نكن چرا كه من در مورد اين خبر نظر و عقيده اى نمى دهم!!»

    در تحليل سخن نقيب بايد گفت كه اين سخن نقيب نشان مى دهد كه وقوع ماجراى (اسقاط جنين) براى او به اثبات رسيده است چرا كه اگر چنين نبود با توجه به عقيده مذهبى او ماجرا را به طور كامل نفى مى كرد و مى گفت: بطلان اين خبر را از من نقل كن ولى از آنجا كه براى او اثبات شده ولى تعصب مذهبى او اجازه نمى دهد كه به طور قطعى ماجرا را تصديق كند پس آن را در بوته شك و ابهام مى گذارد و مى گويد من در اين مورد شك دارم!

    * * * * *

    Shahroudi.Com000(17).jpg - 300x225 - 26.23 kb

    اعتراف ابوبكر به اشتباه و خطاى خود.

    براى تكميل بحث ما در اين قسمت تعدادى از رواياتى كه علماى اهل سنت در كتابهايشان مبنى بر اين كه ابوبكر در روزهاى آخر عمر خود صراحتاً به اشتباهش در مورد هجوم به خانه حضرت زهراء(عليها السلام) اعتراف كرد، خواهيم آورد اگر چه تعداد اين گونه روايات بسيار زياد است فقط به برخى از آنها اشاره مى كنيم.

    1- ابن جرير طبرى (تاريخ الامم و الملوك ج2 / 619)

    «ابوبكر گفت: همانا بر هيچ چيز دنيا تأسف نمى خورم مگر بر سه كار كه انجام دادم و اى كاش انجام نمى دادم... اى كاش به خانه فاطمه بى احترامى نكرده بودم اگر چه بر عليه من اعلان جنگ مى نمودند».

    2- مسعودى (مروج الذهب ج2 / 194)

    «ابوبكر گفت: باكى بر من نيست مگر بر سه چيز كه انجام دادم و اى كاش انجام نداده بودم... اى كاش خانه فاطمه را مورد تفتيش قرار نداده بودم. »

    3- طبرانى (المعجم الكبير ج1 / 62)

    «ابوبكر گفت: پس اى كاش به خانه فاطمه (عليها السلام) حمله ور نشده بودم و آنجا را ترك مى كردم اگر چه بر عليه من پيمان جنگ بسته مى شد».

    4- ابن ابى الحديد (شرح نهج البلاغه ج2 / 47)

    «ابوبكر گفت: اى كاش به خانه فاطمه حمله ور نشده بودم و آنجا را به حال خود وا مى گذاشتم اگر چه در آنجا بر عليه من پيمان جنگ بسته مى شد».

    5- متقى هندى (كنزل العمال ج5 / 631)

    «ابوبكر گفت: پس اى كاش به خانه فاطمه (عليها السلام) حمله ور نشده بودم و آنجا را به حال خود وا مى گذاشتم اگر چه بر عليه من پيمان جنگ مى بستند».

    و در اينجا به برخى از علماى اهل سنّت كه عباراتى مشابه عبارات فوق در كتابهاى خود آورده اند اشاره مى كنيم.

    ـ دهلوى هندى (ازالة الخفاء ج2 / 29).

    ـ ذهبى (ميزان الاعتدال ج2 / 215).

    ـ ابن حجر عسقلانى (لسان الميزان ج4 / 219).

    ـ ابن قتيبه دينورى (الامامة و السياسة ج1 / 18).

    ـ حافظ ابو عبيد (الاموال صفحه 194) و ... .

    حال اگر هر انسان منصفى عقل و و جدان خود را قاضى قرار دهد و اين عبارات و رواياتى كه علماى بزرگ اهل سنت در كتابهايشان از زبان خود ابوبكر نقل كرده اند مورد مطالعه قرار دهد به وضوح مسأله هجوم و احراق بيت بر او مشخص مى شود و در جواب آن دسته كه قائل هستند در مورد مسأله بيعت گرفتن فقط تهديد به آتش زدن خانه بوده و بعد از تهديد عمر همه كسانى كه در خانه بودند به صورت عادى از خانه خارج شدند و بيعت كردند، خواهد گفت كه اگر اين بيعت گرفتن خيلى عادى و معمولى انجام شده بود و مسأله هجوم و احراق بيت نبود ديگر چه جاى اين پشيمانى ها و افسوس هاى ابوبكر باقى مى ماند و ديگر اينگونه ابوبكر شخصاً اعتراف به اشتباه خود نمى كرد ولى ما از اين اعترافات آشكار ابوبكر مى فهميم كه حتماً بى احتراميهاى بزرگى به خاندان پيامبر(صلى الله عليه وآله) در مورد مسأله بيعت گرفتن شده است و فقط مسأله تهديد نبوده است.

    felesh2.gif - 16x16 - 1.27 kbپاورقي هاي مقاله فوق را مي توانيد در آخرين پست اين بخش دريافت نماييد.

     
    نام :
    نام خانوادگی :
    ایمیل :
     
    متن :
    متوسط امتیاز :
    %0
    تعداد آراء :
    0
    امتیاز شما :

     
     
     
     
     

    آدرس: قم - روبروي شبستان امام خميني(ره) - دفتر آيت الله العظمي شاهرودي (دام ظله)

    تلفن: 7730490 3، 7744327 3- 025 فکس: 7741170 3- 025  

    پست الکترونيک: info@shahroudi.net / esteftaa.shahroudi.com@gmail.com