اصلاحگر امور رفاهي طلاب حوزه که بود؟ 
مرحومآيتاللهالعظمي سيدمحمود شاهرودي متولد سال 1301 قمرى بود. وي در يكى ازروستاهاى شاهرود متولد شد و پس از طى تحصيلات اوليه و دوره مقدمات در شهربسطام عازم حوزه علميه مشهد مقدس شد.
به گزارش شيعه آنلاين،شاهروديپس از طي دروس سطح و خارج فقه و اصول در حوزه مشهد، در سال 1328 قمرى و در28 سالگي به نجف رفت. حضور شاهرودي در نجف همزمان با درخشش چهرههاي شاخصيهمچون آخوند خراسانى، نائينى و آقا ضياءعراقى و سيدابوالحسن اصفهاني بود. توصيه نائيني که ديگر استاد شاهرودي بود به ماندن همراه با حمايت عاطفيهمسر سيدمحمود، موجب شد انگيزه ماندن در نجف در وي تقويت شود. حضور فعالشاهرودي جوان باعث شد تا وي بتواند گوي سبقت را از همدورهايهايشبربايد. پس از فوت استادش نائينى وي تدريس خارج را شروع کرد و پس ازسيدابوالحسن اصفهانى رساله عمليه وي منتشر شد. شاهرودي علاوه بر عراق، درکشورهاي حوزه خليجفارس، ايران، لبنان، هند و پاكستان نيز مقلد داشت؛البته در آن دوران کمتر کسي به موطن مرجع توجه داشت. اما به هرحال در دورهمرجعيت سيدمحمود شاهرودي بيشتر مقلدان ايشان را خراسانيها تشکيلميدادند.
سيدمرتضي ابطحي در ادامه این مطلب که در روزنامه اعتمادملی به چاپ رسید مینویسد: فوتآيتالله بروجردي آغازگر دوران جديدي در مرجعيت شيعه بود. مرجعيت که درزمان بروجردي در قم متمرکز بود، دوباره به نجف بازگشت. در آنزمان ازسيدمحسن حکيم، سيدعبدالهادي شيرازي، سيدمحمود شاهرودي و سيد ابوالقاسمخويي بهعنوان مرجع نام برده ميشد. در اين حلقه، شاهرودي مسنتر ازديگران بود. شاهرودي که حدود 50 سال در جمله اساتيد حوزه نجف بود، بعد ازفوت سيدمحسن حکيم، تصدي حوزه نجف را برعهده گرفت. او در عين حال امامجماعت مسجد هندى در نجف را برعهده داشت. اين مسجد، از مساجد مرکزي نجف استکه در نزديکي حرم امام علي(ع) قرار دارد. آنطور که آيتالله سيدمحمدشاهرودي - فرزند آيتالله - از علماي فعلي ساکن قم ميگويد: «اولين بار درتاريخ مرجعيت و حوزه از طرف ايشان گروهى به عنوان بعثه دينيه حج در سال1387هجرى قمرى (1346 شمسى) اعزام شد.» شاهرودي براي رفاه حال طلاب مجتمعيمس ي بنا نهاد و براي بهبود وضعيت سلامت آنان، سيستمي شبيه به بيمهراهاندازي کرد.
شاهرودي از حاميان اصلي امام خميني درنجف به شمار ميرفت. آنطور که سيدحميد روحاني(زيارتي) در کتاب نهضت امامخميني روايت ميکند: «در نخستين شب ورود امام به نجف، آقايان شاهرودي وخويي و شماري از علما و مقامات حوزه نجف از امام ديدن کردند.» اما حمايتشاهرودي به بدو ورود ايشان اختصاص نداشت و ارتباطات بيت شاهرودي و امامخميني عميقتر از اين بود. حاجآقامصطفي خميني فرزند ارشد امام، ازشاگردان آيتاللهالعظمي سيدمحمود شاهرودي بود. سيد مصطفي درباره درسآيتالله شاهرودي ميگفت:«من از سرفههاي درس ايشان هم استفاده ميکنم.» علاوه بر اين، فرزند امام خميني ارتباط نزديکي با آقاسيدعلي شاهرودي،فرزند دوم آيتالله شاهرودي داشت. سيدعلي نقش مهمي در هماهنگي و تدارکمراسم تشييع و تدفين پيکر حاجآقامصطفي ايفا کرد.
آيتاللهالعظمي شاهرودي در ادامه حضورامام در نجف نيز حامي وي به شمار ميرفت. آنگونه که منشي ويژهآيتاللهالعظمي حکيم؛ يعني حسين هندي ميگويد: «يک شب در کوفه هنگامي کهآقاي حکيم مشغول استراحت بودند دفعتا آقايان شاهرودي و خويي به اتفاق يکنفر شيخ ناشناس به منزل ما وارد شدند. از من خواستند که کار بسيار مهمي باآقا دارند، ايشان را از خواب بيدار کنم. بلافاصله به آقاي حکيم حضورنامبردگان را اطلاع دادم و ايشان با آنها ملاقات و جلسهاي تشکيل دادند کهآنچه از مذاکرات آنان مستفاد شد، درباره اعدام (امام)خميني به وسيله شاهايران بود. آقاي حکيم سوال کردند: شما از کجا ميدانيد که آقاي خميني راميخواهند اعدام کنند؟ در پاسخ گفتند: همين شيخي که همراه ماست، اين خبررا داده است و آقاي حکيم به شيخي که حضور داشت، گفتند: شما از چه کسي ايناطلاع را به دست آوردهايد؟ نامبرده گفت: هم اکنون بنده در سياره (ماشين) بودم و از راديو شنيدم. پس از تحقيقات معلوم شد شيخ ناشناس يک نفر ايرانياست که به لباس شيخي ملبس شده و در نظر دارد از اين طريق به هدفي که داشتهو براي ما معلوم نبود، برسد. بالاخره آقايان شاهرودي و خويي گفتند شايداين خبر صحت داشته باشد، خوب است شما الساعه با عارف تماس گرفته و ازايشان درخواست کنيد که آقاي عارف شخصا از شاه ايران عفو (امام) خميني رابخواهند. آقاي حکيم گفتند فرض ميکنيم اين خبر صحت داشته و (امام) خمينيرا بخواهند اعدام کنند و من از عارف درخواست شما را تقاضا کنم و پادشاهايران بگويد تعهد بدهيد که اگر (امام) خميني آزاد شد ديگر دست به تحريکاتيا انقلاب نزند. آيا شما تعهد ميدهيد؟ آقايان مذکور در پاسخ اين سوالسکوت کردند.»
با بالا رفتن خطر نفوذ کمونيسم درعراق، شاهرودي همگام با ديگر مراجع نجف موضع تندي عليه کمونيسم گرفت. ويدر جنگ شش روزه اسرائيل عليه عراق نيز همگام با ديگر علماي عراق، فتوايجهاد را اعلام کرد: «بر تمام مسلمانان که قادر به حمل اسلحه ميباشند واجباست که از دين اسلام دفاع کنند و براي مسلمانان قتل کافران و مصادره اموالآنها مباح ميباشد.» پس از تصميم حزب بعث براي اخراج طلاب ايراني از عراق،شاهرودي تصميم گرفت در عراق بماند. اما اين تصميم براي حزب بعث خوشايندنبود. بهدنبال اين نارضايتي، اقداماتي در راستاي تخريب شخصيت آيتاللهصورت گرفت. گروهي از عراقيها به دفتر آيتالله يورش بردند و طلاب را ضربو شتم کردند. پس از اين حرکت بود که آيتالله به شدت بيمار شد. شاهروديسرانجام پس از 93 سال (17 شعبان 1394) درگذشت و در صحن امير مؤمنان(ع) مدفون شد.
آيتالله شاهرودي علاوه بر تقريرات درسآيتالله آقاضياءالدين عراقي، يک دوره فقهي در تقريرات درسي مرحوم نائينيرا مدون كرد و رسائلي در فروع فقهي طهارت، صلات، نماز مسافر، خمس و زکات،حج و ضمان، قاعده علياليد، قاعده لاضرر و قضا و داوري به رشته تحرير درآورد. حاشيه بر عروه و حاشيه بر وسيله النجاه در کنار «ذخيرهالمؤمنين» ازديگر آثار وي به شمار ميرود.
فرزندان سيدمحمود شاهرودي حضرات آياتسيدمحمد، مرحوم سيدعلي و سيد حسين هستند. سيد محمد از مراجع قم وسيدحسين از مدرسين حوزه محسوب ميشوند. همچنين حضرات آيات سيد جوادآلعلي، سيدمحمد مهري، سيدمحمدتقياردبيلي و هاشمي گلپايگاني دامادهايآيتالله هستند. فرزند سيدمحمد شاهرودي يعني سيدعبدالهادي شاهرودي ازاعضاي فعلي مجلس خبرگان در استان گلستان است. آيتالله سيدمحمودهاشميشاهرودي نيز داماد مرحوم سيدعلي شاهرودي است.
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
منابع:
1- احياگر حوزه نجف آيتاللهالعظمي سيد محسن حکيم، صفاءالدين تبرائيان، مرکز اسناد انقلاب اسلامي
2- نهضت امام خميني، سيد حميد روحاني
3- سايت آيتاللهالعظمي سيدمحمد شاهرودي
4- منبع شفاهي؛ حجت الاسلام سيدعلي شاهرودي
5- سايت انديشه قم