پايگاه اطلاع رساني دفتر آيت الله العظمي شاهرودي دام ظله
ArticleID PicAddress Subject Date
{ArticleID}
{Header}
{Subject}

{Comment}

 {StringDate}
 
 
 
Monday 21 October 2019 - الإثنين 21 صفر 1441 - دوشنبه 29 7 1398
 
 
 
 
 
 
 
 
  • :::سند روايتي زيارت عاشورا:::  
  • ارسال به دوستان
  •  
  •  
  •  

     ZiaraAshora.jpg - 279x406 - 21.14 kb

     

    بسم الله الرحمن الرحيم


    الحمد لله رب العالمين افضل الصلوات على افضل المرسلين سيدنا محمد وآله الطاهرين واللعن على اعدائهم اجمعين الى يوم الدين


     
    اسناد زيارت عاشورا


    مطالبى كه پيش روى داريد به روشنى بر آن دلالت مى كند كه زيارت شريفه عاشورا بطور قطع از پيشوايان كرام شيعه، اهل بيت عليهم السلام، صادر شده و بدست ما رسيده است.

    دليل 1: اين زيارت با همين كيفيت مشهور با چهار طريق بوسيله ابن قولويه و شيخ طوسى رحمهماالله از اهل بيت(عليهم السلام)نقل شده است بنابراين روايت «مستفيض» است و استفاضه به تنهايى موجب ظن به صدور حديث از اهل بيت(عليهم السلام)مى باشد. ما باميد خداوند متعال در انتهاى اين بحث طرق نقل اين حديث شريف را ذكر خواهيم نمود.

    دليل 2: غير از زيارت عاشوراى معروف زيارات ديگرى در اين روز ـ براى اباعبدالله الحسين(عليه السلام) ـ روايت شده است كه هريك با سلسله سند جداگانه اى نقل شده است.

    در اين زيارات مضامين زيارت عاشورا مانند اظهار درد و اندوه و سلام بر حضرت اباعبدالله الحسين(عليه السلام) و اصحابش و لعن بر دشمنان و استغاثه و ناله بسوى خداوند متعال براى خونخواهى ايشان ذكر شده است. حتى در برخى از اين روايات سجده آخر زيارت نيز مذكور مى باشد.

    بنابراين روايت زيارت عاشورا به همراه اين روايات كه در كتاب هاى بحارالانوار([1]) و مستدرك الوسائل موجود مى باشند، تواتر معنوى خواهد داشت. و دستكم مى توان گفت اين روايات از تواتر اجمالى برخوردارند بطورى كه انسان يقين مى كند كه برخى از آنها براى روز عاشورا از امام(عليه السلام) صادر شده اند.

    دليل 3: در ميان احاديثى كه زيارت شريفه عاشورا در آنها نقل شده است، برخى از آنها داراى سلسله سند خوب و محكمى هستند كه راويان آن افراد «ثقه» و يا «حسن» هستند.

    بنابراين روايت «حسنه» و قابل اطمينان مى باشد.مانند روايتى كه «شيخ صدوق(رحمه الله)» آنرا به «صفوان» مى رساند و «صفوان» از حضرت صادق(عليه السلام) نقل مى كند:

    «روي محمد بن خالد الطيالسي عن سيف بن عميره، عن صفوان عن الامام الصادق(عليه السلام)...» كه در اين سند صفوان و سيف بن عميره هر دو افرادى «ثقه» هستند([1][2][2])، بنابراين تنها 2 نكته در اين طريق قابل بحث مى باشد:

    1ـ محمد بن خالد الطيالسى تا چه اندازه مورد اطمينان است و آيا گفته او قابل اعتماد مى باشد؟

    2ـ آيا طريق شيخ به طيالسى يعنى افرادى كه شيخ(رحمه الله) روايت را از آنها نقل مى كند و به «محمد بن خالد طيالسى» مى رساند مورد اطمينان هستند؟

     

    بررسى نكته اول:

    علامه مامقانى از محمد بن خالد الطيالسى بعنوان فردى «حسن»( [3]) نام برده است و محدث نورى(رحمه الله) او را از بزرگان شيعه و از «ثقات»( [4]) مى داند.

    همچنين از كلمات علامه امينى(رحمه الله) چنين نمايان مى شود كه او فردى مورد اعتماد است([5]) از طرفى بزرگان شيعه از او روايات فراوانى نقل كرده اند و از اين مطلب آشكار مى شود كه او فردى مورد اطمينان بوده است.

    بررسى نكته دوم:

    در سلسله افرادى كه واسطه در شيخ(رحمه الله) از طيالسى مى باشند تنها يك نفر مورد سؤال است. اين شخص «احمد بن محمد بن يحيى» مى باشد كه علماء رجال تصريح به «ثقه» بودن او نكرده اند([6]). ايا نقل اين فرد مورد اطمينان است؟
    در جواب اين سؤال بايد گفت كه برخى از طرق شيخ(رحمه الله) كه «صحيح» دانسته شده مثل طريق شيخ به حسين بن سعيد مشتمل بر همين فرد مورد بحث يعنى احمد بن محمد بن يحيى مى باشد كه اين موجب توثيق احمد بن محمد بن يحيى مى شود چنانكه ميرزا محمد صاحب كتاب معجم الوسيط به اين نكته تذكر داده است([7]) دليل بر تضعيف او نمى شود تا با توثيقى كه ذكر شد معارضه داشته باشد بنابراين توثيقى كه از تصحيح طريق شيخ استفاده كرديم همچنان پابرجاست و ما هم مانند علامه مامقانى، شهيد ثانى، سماهيجى، محقق اردبيلى، داماد، شيخ بهائى، و شيخ حسن صاحب «المنتقى»(رحمهم الله) او را فردى «ثقه» مى دانيم([8]).

     

    طريق ديگرى نيز شيخ ابن قولويه در نقل زيارت عاشوراء معروفه دارد كه در آخر جزوه كه اسناد زيارت عاشورا بررسى مى كنيم مورد بحث قرار مى دهيم كه آن طريق هم حسنه مى باشد.

    catpichosein(0).jpg - 300x206 - 30.88 kb



    دليل 4: با قطع نظر از سند روايت و با توجه به مضامين بلند و قرائنى كه در خود زيارت شريفه عاشورا موجود است مى توان به صدور آن از اهل بيت(عليه السلام) ظن پيدا كرد: از اين شواهد به چند مورد اشاره مى كنيم:

     

    1ـ اين روايت مشتمل بر 2 ركن و شرط اساسى ايمان يعنى «تولّى» اولياء خدا و «تبرّى» نسبت به اعداء ايشان مى باشد. اين دو اصل بشدت مورد اهتمام كتاب و سنت است تا آنجا كه در بعضى از روايات چنين آمده است: «هل الدين الا الحبّ و البغض» (آيا اين دين چيزى جز دوستى دوستان خدا و دشمنى دشمنان اوست).

    2ـ مضامين اين روايت به هيچ روى موافق با عقايد و آراء اهل سنت نمى باشد بنابراين نمى تواند از روى تقيه صادر شده باشد (با توجه به اينكه صدور روايت به جهت تقيه آنرا از اعتبار و قابليت استدلال ساقط مى كند و نيز يكى از جهات معتبر دانسته شدن روايت و ترجيح دادن آن بر روايات معارض مخالف بودن مضمون آن روايت با آراء اهل سنت مى باشد).

    3ـ مضمون اين روايت با روايات فراوانى كه مشتمل بر استحباب اظهار حزن و اندوه و شيون بر مصائب سيدالشهداء(عليه السلام)مى باشد، و همچنين با رواياتى كه مى فرمايد روز عاشوراء را بعنوان روز سرور و تبرك قرار ندهيد و رواياتى از اين قبيل موافق مى باشد.

    دليل 5: جميع علماء شيعه نقل و عمل بر طبق اين روايت (يعنى زيارت عاشوراى معروفه) را پذيرفته اند. كه از اين تسالم عملى علماء اصطلاحاً به «اجماع عملى» ياد مى شود. پس مى توان گفت اجماع عملى علماء شيعه بر نقل و عمل به اين زيارت قائم شده است و اين خود دليلى محكم بر صدور آن از اهل بيت است(عليهم السلام) است.

    دليل 6: زيارت عاشوراء با اين كيفيت نزد تك تك شيعيان از مسلمات بشمار مى آيد، بنابراين اين زيارت مانند جواز ازدواج موقت و اعتقاد به رجعت (كه تمامى افراد شيعيان به آن اعتقاد دارند) از ضروريات مذهب شيعه مى باشد. و اگر اين روايت از اهل بيت(عليهم السلام) صادر نشده بود نقل و عمل به آن نزد شيعيان به اين درجه از شهرت نمى رسيد.

    دليل 7: غير از روايت اصل زيارت عاشوراء روايات ديگرى نيز از اهل بيت(عليهم السلام) صادر شده است كه بر تأكيد و اصرار نسبت به خواندن زيارت عاشوراء دلالت مى كند. و مى فرمايند كه اگر هم كسى عجله دارد و نمى تواند 100 مرتبه لعن و سلام را بخواند باز اين زيارت را ترك نكند. مانند روايتى كه به طريق مرسل از امام هادى(عليه السلام) نقل شده است. و در آن چنين آمده است كه كسى كه نمى تواند لعن و سلام را كامل كند هريك از لعن و سلام را دوبار بگويد و در مرتبه دوم بگويد «تسعاً وتسعين مرة» اين روايت هرچند كه «مرسله» است ولى احتمال صدور زيارت عاشوراء را از اهل بيت(عليهم السلام)تقويت مى كند.

    دليل 8: خواب ها و مكاشفات فراوان كه از افراد موثق و صالح در مورد آثار و بركات دنيوى و اخروى زيارت عاشوراء و تأكيد و تحريك و اصرار بر قرائت آن و مداومت نمودن بر آن نقل شده است موجب اطمينان به صدور آن از اهل بيت(عليهم السلام)مى شود. برخى از اين قضايا را محدث كبير «حاج شيخ عباس قمى» در كتاب شريف مفاتيح الجنان نقل نموده است.

    نقل اين آثار و بركات چنان فراوان است كه به ميزان «تواتر» رسيده است (وانسان يقين ببه مأثور بودن اين زيارت مى كند).

    دليل 9: هر يك از ما به تجربه آثار فراوانى را كه ختم هاى زيارت عاشورا به روش هاى مختلف براى خودمان يا ديگران داشته ديده ايم و اين نشانه اى يقينى از ثبوت زيارت عاشورا و صدور آن از اهل بيت(عليهم السلام) است. اين شواهد عينى بسيار گسترده است. گويا در ميان مردم بديهى است كه اگر كسى 40 روز مثلا زيارت عاشورا را قرائت كند اين عمل اثر عجيبى در رفع گرفتارى ها و برآورده شدن حاجات او دارد. بنابراين مى توان بطور قطع حكم به صدور اين روايت از اهل بيت عظام (عليهم السلام) نمودو لااقل گفت كه اين روايت حجت است و لذا انكار صدور آن از اهل بيت(عليهم السلام) سرباز زدن از حقيقت است.
    اثبات استحباب زيارت عاشورا از طريق ديگر

     

    فرض كنيد كه اين زيارت ثابت نباشد اما اگر آنرا با نيت اميد به درك ثواب واقعى (نيت رجاء) بخوانند، خداوند متعال ثواب آنرا مى دهد. دليل اين مطلب روايات متضافرى است كه در آنها تصريح شده است كه اگر كسى شنيد كه عملى فلان مقدار ثواب دارد و به نيت رسيدن به آن ثواب آن عمل را انجام داد خداوند متعال همان مقدار به او ثواب مى دهد، هر چند رسول خدا(صلى الله عليه وآله) آنرا نگفته باشد، برخى از اين روايات صحيح السند و حجت قطعى مى باشند بنابراين مى توان گفت كسى كه زيارت عاشورا را به نيت رسيدن به آثارى كه براى آن نقل شده است بخواند به آنها مى رسد.

     

    از اين بالاتر برخى از علماء با استفاده از اين روايات، كه به روايات «من بلغ» ناميده شده اند، چنان استدلال نموده اند كه خود آن عملى كه خبر ضعيفى بر آن هست مستحب مى شود. اين كشف استحباب از اخبار ضعيف را «تسامح در ادله سنن» مى نامند. بدين معنا كه براى اثبات يك عمل مستحب احتياجى به روايات محكم از افراد ثقه نيست بلكه استحباب يك عمل با خبر ضعيف هم ثابت مى شود.

     

    با توجه به مطلب فوق و وجود يقينى روايت براى زيارت عاشورا از طرق مختلف حتى اگر همه اين طرق ضعيف هم باشند باز استحباب زيارت عاشورا اثبات مى شود.

    EmamHosein2.jpg - 300x225 - 29.30 kb


    اسناد زيارت عاشورا



     در خاتمه (براى اطلاع اهل تحقيق) اسناد زيارت عاشورا را ذكر مى نماييم:

    سند اول: روايت كرده است شيخ ابن قولويه از حكيم بن داوود و از غير او كه نقل كرده اند از محمد بن موسى همدانى از محمد بن خالد طيالسى از سيف بن عميره و صالح بن عقبه كه هر دو نقل كرده اند از علقمه بن محمد حضرمى از امام باقر(عليه السلام)و نيز روايت كرده (شيخ از حكيم بن داوود از) محمد بن اسماعيل از صالح بن عقبه از مالك جهنى از امام باقر(عليه السلام):([9])

     اكنون به بررسى سلسله سند مى پردازيم.
     1ـ حكيم بن داوود: او از مشايخ اجازه ابن قولويه است و ابن قولويه(رحمه الله) در «كامل الزيارات» از ايشان روايات زيادى را نقل كرده است. ابن قولويه خود تصريح مى كند به اينكه كسانى كه من از ايشان روايت را نقل مى كنم «ثقه» هستند. حتى براين فرض كه مراد ايشان تمام سلسله سند تا امام(عليه السلام) نباشد باز لااقل مرادش شخصى است كه خود او از آن شخص نقل مى كند يعنى آخرين راوى قبل از خودش; بنابراين به تصريح او «حكيم بن داوود» ثقه است، زيرا قدر متيقن در اين روايت حكيم بن داوود راوى اخير است.([10])

    مرحوم خوئى(رحمه الله) نيز در كتاب «معجم رجال الحديث»([11]) او را از ثقات مى داند. و محدث نورى او را جزو مشايخ ابن قولويه در كتاب كامل الزيارات ذكر مى نمايد([12]) نتيجه اينكه حكيم بن داوود «ثقه» و معتبر است.

     

    2ـ محمد بن موسى همدانى: او همان محمد بن موسى بن عيسى ابوجعفر السمان الهمدانى مى باشد. بنابر نقل محقق اردبيلى در «جامع الرواة» او فردى «ضعيف» است و از افراد ضعيف هم روايت مى كند و بدليل غلو نمودن علماء قم او را ضعيف دانسته اند و ابن وليد مى گويد كه او حديث جعل مى كرده است. والله اعلم([13]).

     

    علامه مامقانى مى فرمايد: او «مجهول» است و به روايتش عمل نمى شود([14]). مرحوم خوئى پس از تعارض توثيق ابن قولويه با تضعيف ابن وليد و صدوق او را «مجهول» دانسته است([15]). و صاحب روضه در مورد او قولى را انتخاب نكرده است([16]).

     

    مطالب فوق را در تضعيف اين راوى مشاهده نموديد ولى بايد دانست كه علامه طباطبائى بيشتر مايل به اعتبار و صلاح امر او فى الجمله شده است([17]). از اين بالاتر محدث نورى(رحمه الله) درباره او چنين فرموده است: «هنوز ضعف محمد بن موسى همدانى ثابت نشده است تا چه رسد به اينكه جاعل حديث بودن براى او ثابت شود...» پس از آن ايشان وجوهى را كه براى تضعيف او ذكر مى شود نقل كرده و با استفاده از كلمات سيد بحرالعلوم، تمام تضعيفات محمدبن موسى را رد كرده است([18]).

     

    8fmeic9.jpg - 300x225 - 25.03 kb

     

    نتيجه: «محمد بن موسى قابل اعتماد است».

     3ـ محمد بن خالد الطيالسى التميمى:

     
    علامه مامقانى از كلمات نجاشى و شيخ استظهار نموده است كه او امامى است و او را «حسن» مى داند([19]). محدث نورى نيز او را از «اجلاء و ثقات» مى داند([20]) و علامه امينى(رحمه الله) صاحب «الغدير» نيز او را مورد اعتماد دانسته است([21]).
     

    نتيجه: «محمد بن خالد الطيالسى قابل اعتماد است».

     

    4ـ سيف بن عميرة النخعى:

     

    او از اهل كوفه است و از سوى علماء رجال مورد توثيق قرار گرفته است.

    (مصادر توثيق او را در... همين جزوه قبلاً بيان كرده ايم.)


     imam-hoseyn-alayhessalam.jpg - 350x263 - 17.95 kb



    نتيجه: سيف بن عميره نخعى «ثقه» است.

     

    5ـ صالح بن عقبة:

     

    علامه اردبيلى از خلاصه و ابن غضائرى چنين نقل مى كند كه او كذاب و غالى است و قول او مورد توجه قرار نمى گيرد([22]). اما از آنجا كه تنها كسى كه او را تضعيف نموده ابن غضائرى مى باشد، مولى وحيد متمايل به اصلاح حال او در نقل است([23]). گويا صاحب تنقيح([24]) و روضة([25]) هردو اين اصلاح اورا قبول كرده اند. و صاحب روضه از كلمات صدوق چنين استظهار نموده كه علماء شيعه بر كتاب او اعتماد مى نموده اند([26]).

     

    بدين جهت علماء اخبار او را ذكر كرده اند و به آن عمل نموده اند. مرحوم خوئى نيز با توجه به توثيق ابن قولويه و على بن ابراهيم صريحاً او را توثيق كرده است([27]). محدث نورى نيز او را توثيق نموده است([28]). و علامه امينى(رحمه الله) او را از اصحاب امام صادق(عليه السلام) بشما مى آورد و مى گويد: «از آنجا كه افرادى چون يونس بن عبدالرحمن كه از اصحاب اجماع است و ابن بزيع و ابن أبى الخطاب و طيالسى و محمد بن احمد بن يحيى كه از أعاظم علماى  شيعه هستند، ازا و حديث نقل  مى كنند انسان به قول او اعتماد پيدا مى كند (زيرا چنين افرادى از شخص ضعيف روايت نقل نمى كنند) و ديگر احتياجى به ذكر مدح خاص در مورد او نيست»([29]).

     

    نتيجه: صالح بن عقبة «ثقه و معتبر است».

     

    6ـ علقمة بن محمد الحضرمى: علامه اردبيلى از رجال كلشى روايتى را شامل مناظره علقمه با زيد نقل مى كند كه دلالت مى كند بر اينكه او اعتقاداتى همچون زيد داشته است([30]). علامه مامقانى به «حسن» دانستن او متمايل شده است([31])مرحوم خوئى(رحمه الله) نيز روايت سيف بن عميره و صالح بن عقبه را از علقمه در كامل الزيارات متذكر شده([32]) و محدث نورى مى فرمايد: از كلام كشى در شرح حال برادر علقمه مدح خود علقمه نيز ظاهر مى شود([33])

     

    براى اين مطلب كه «علقمه» مورد اعتماد مى باشد شاهدى وجود دارد; به اين ترتيب كه «سيف بن عميره» كه از سوى علماء رجال موثق داشته مى شود از صفوان چنين مى پرسد: «علقمه براى ما اين دعاء را (كه شما گفتى) از امام باقر(عليه السلام)روايت نكرده است و تنها زيارت را روايت نموده است؟!» از اين سؤال پيداست كه علقمه بيش از صفوان مورد اطمينان بوده است زيرا صفوان علاوه بر زيارت دعا را ذكر كرده است و گويا سيف بن عميره تعجب نموده و سؤال كرده است كه اگر اين دعا وارد شده است چرا علقة آنرا روايت نكرده است؟

     

    از اين مطلب برداشت مى شود كه علقمه معيار اصلى صحت روايت بوده است.

     

    نتيجه: «علقمة مورد اعتماد مى باشد».

     

    خلاصه: با توجه به بررسى تك تك افراد سند اول در مى يابيم كه اين سند زيارت عاشوراء «حسنه» مى باشد. و سند ديگرى هم كه در مباحث گذشته از شيخ صدوق(رحمه الله) نقل كرديم نيز حسنه بود.

     

    سند دوم: (كه در ضمن سند اول ذكر شده است): شيخ ابن قولويه از محمد بن اسماعيل از صالح بن عقبه از مالك جهنى از امام باقر(رحمه الله)([34])
    در سند دوم دو اشكال وجود دارد:

    اشكال اول: اين سند را «مرسل» دانسته اند، زيرا ابن قولويه نمى تواند بلاواسطه از محمد بن اسماعيل مذكور روايت نقل كند. توضيح آنكه: اين محمد بن اسماعيل، آن محمد بن اسماعيلى كه ابن قولويه بواسطه او از فضل بن شاذان روايت نقل مى كند نيست. و محمد بن اسماعيل بصرى ملقب به فهد هم نيست كه در دو جا وارد شده است، بلكه محمد بن اسماعيل بن بزيع است بقرينه اينكه از صالح بن عقبه نقل مى كند. ابن بزيع از اصحاب امام موسى بن جعفر(عليه السلام) و امام على بن موسى الرضا(عليه السلام)و امام جواد(عليه السلام) مى باشد( وامام دهم(عليه السلام) را درك نكرده است) و در اوائل قرن سوم وفات نموده است. وفات حضرت جواد(عليه السلام) 220 هجرى است پس او قبل از 220 فوت نموده است و حال آنكه ابن قولويه 367 هـ فوت كرده است. بنابراين ابن قولويه ابن بزيع را نديده است.

     

    بنابراين روايت ابن قولويه از محمد بن اسماعيل مرسله مى باشد.

     

    جواب اشكال: ظاهر عبارت كتاب «كامل الزيارات» كه مى فرمايد: «و محمد بن اسماعيل...» اين است كه محمد بن اسماعيل عطف به «حكيم بن داوود» مى باشد، بنابراين ابن قولويه بواسطه «حكيم بن داوود» (كه شيخ اجازه ابن قولويه مى باشد) از محمد بن اسماعيل نقل مى كند، لذا اشكال رفع مى شود و روايت مرسله نخواهد بود.

     

    بر فرض تنازل و قبول اشكال امكان دارد از طريق «تعويض سند» اين سند را اصلاح كنيم بدين ترتيب كه اين قطعه از سند را با سند اول تبديل كنيم. هرچند كه با اين كار هر دو يك سند خواهد شد.

    nbsvme.jpg - 300x225 - 27.63 kb


    اشكال دوم([35]):ثابت نشده است كه اين سند، مربوط به زيارت عاشوراء باشد، بلكه احتمال دارد اين دو سند مربوط به ثواب زيارت حضرت ابى عبدالله(عليه السلام) در روز عاشوراء باشد نه خصوص اين زيارت مشهور به زيارت عاشوراء. زيرا در روايت آمده است: «من زار الحسين(عليه السلام) يوم عاشوراء...»([36]) (كسى كه امام حسين(عليه السلام) را در روز عاشوراء زيارت كند...)

     

    جواب: هرچند ظاهر اين عبارت همينطور است و بيش از ثواب زيارت چيزى را نمى رساند. ولى ذيل عبارت دلالت بر ورود خصوص زيارت عاشورا مى كند، زيرا بعد از ذكر ثواب زيارت چنين آمده است: علقمه به حضرت باقر(عليه السلام)عرض مى كند كه به من دعايى بياموز كه وقتى از نزديك او را زيارت مى كنم آنرا بخوانم و دعائى هم بياموز كه وقتى مى خواهم از راه دور او را زيارت كنم بخوانم. آنگاه حضرت باقر(عليه السلام) همين زيارت عاشوراء معروفه را به او تعليم مى دهند([37]). كما اينكه در آخر روايت حضرت(عليه السلام) به علقمه فرمودند: اگر مى توانى هر روز اين زيارت را بخوان در نتيجه اين سلسله سند براى خود زيارت عاشوراء هم محسوب مى شود.

     

    بعد از رفع اين اشكال پيرامون سلسله آن بحث مى كنيم.

     

    1ـ حكيم بن داوود: قبلاً بيان كرديم كه علماء او را «ثقه» دانسته اند و از مشايخ متصله ابن قولويه در كامل الزيارات است و مرحوم خوئى(رحمه الله) نيز او را توثيق نموده است([38]).

    2ـ محمد بن اسماعيل بن بزيع: «ثقه» است.

    3ـ صالح بن عقبة: ايشان در سلسله سندهاى تفسير على بن ابراهيم و كامل الزيارات ذكر شده است هرچند كه بصورت غير متصل مى باشد. بنابراين نزد مرحوم خوئى(رحمه الله) اين شخص «ثقه» مى باشد([39]).

    4ـ مالك جهنى: علامه مامقانى به توثيق او متمايل است و دستكم مى توان گفت او «حسن» است([40]). از اين بالاتر محدث نورى([41]) و مرحوم خوئى(رحمه الله)([42]) او را توثيق نموده اند و دليل ايشان شهادت ابن قولويه به ثقه بودن ايشان مى باشد.

    بنابراين قول مالك جهنى قابل اعتماد مى باشد.

     

    نتيجه: روايت به اين سند نيز حسنه است.

     سند سوم: محمد بن اسماعيل بن يزيع از صالح بن عقبة از پدرش از امام باقر(عليه السلام)([43])

    بررسى سلسله سند:

    1ـ محمد بن اسماعيل بزيع: «ثقه» بودن اين شخص نزد علماء مشخص مى باشد.

     

    2ـ صالح بن عقبة: «ثقه» يا «معتبر» استو مرحوم خوئى(رحمه الله) او را توثيق مى نمايد([44]).

     

    3ـ عقبة بن قيس: كوفى و مجهول الحال است. محدث نورى نامى از او برده است ولى نه از او مدحى بيان نموده و نه نقص برايش برشمرده است. و نقل كرده از رجال شيخ اينكه او از اصحاب امام صادق(عليه السلام) بوده است( [45]) و مرحوم خوئى(رحمه الله)هم همين را ذكر كرده([46]) علاوه بر اين مرحوم خوئى(رحمه الله) قائل است به اينكه اسنادى كه شيخ آنها را به محمد بن اسماعيل بن بزيع مى رساند صحيح هستند. و اين روايت را شيخ از كتاب ابن بزيع در حج نقل نموده و طريقش را تا او ذكر نموده است.

     

    سند چهارم: روايت مى كند محمد بن خالد الطيالسى از سيف بن عميره كه خارج شدم با صفوان بن مهران... خواند صفوان زيارتى را كه علقمة از امام باقر(عليه السلام) روايت كرده بود([47])

     

    بررسى سلسله سند:

     

    1ـ محمد بن خالد الطيالسى: مورد اعتماد مى باشد (توضيح آن گذشت).

    2ـ سيف بن عميرة: ثقه است (توضيح آن گذشت).

    3ـ صفوان بن مهران: از «ثقات» بزرگ شيعه مى باشد( [48]).

     

    تنها اشكالى كه در اين سند مى توان مطرح نمود در مورد اسناد شيخ به محمد بن خالد الطيالسى است. از آنجا كه در اين طريق احمد بن محمد بن يحيى نيز مى باشد. مرحوم خوئى(رحمه الله) آنرا ضعيف دانسته است( [49]).

     

    ما در بررسى هاى قبلى خود در اين جزوه اشكال مزبور را مطرح و حل نموديم و به تبع عده اى از علماء اين شخص را معتبر دانستيم كه شرح ان گذشت.

    hossein.jpg - 350x350 - 21.67 kb


    نتيجه: در اين سند هم اشكالى وجود ندارد.
    تذكر: براى زيارت اباعبدالله الحسين(عليه السلام) در روز عاشورا روايت ديگرى نيز وجود دارد كه سند آن معتبر مى باشد و متن آن با زيارت عاشوراى معروفه مقدارى متفاوت است. اما همانند زيارت عاشورا شامل تكرار لعن بر اعداء اهل بيت(عليهم السلام)و تاكيد بر آن مى باشد. اين روايت در كتاب بحارالانوار زيارت پنجم مى باشد ولى سند آن در زيارت ششم ذكر شده است.([50])

     

    سند اين زيارت چنين مى باشد مؤلف مزار كبير (ابن المشهدى) گويد خبر داد به من عمادالدين طبرسى از اجلاء است. از شيخ ابوعلى الحسن بن محمد([51]) از ابن قولوية و صدوق از محمد بن يعقوب كلينى از على بن ابراهيم از پدرش از ابن ابى عمير از عبدالله بن سنان از امام صادق(عليه السلام).

     

    8fmeic9.jpg - 300x225 - 25.03 kb


    خلاصه بحث: از آنچه در مورد قطعيت صدور زيارت عاشورا مطرح شد مطالب زير را بطور خلاصه بيان مى كنيم.

     

    1ـ برخى از اسناد زيارت عاشورا «حسنه» است و قابل تمسك مى باشد.

     

    2ـ بر فرض آنكه حسنه بودن اسناد زيارت عاشورا را ناديده بگيريم، اين روايات يكى موجب تقويت و معاضدت با ديگرى مى شود، و انسان اطمينان به صدور پيدا مى كند. اين وثوق در اعتبار سند كافى است هرچند كه بنابر اصطلاح علم رجال «صحيح» نباشد. زيرا تعدد روايات ضعيف كمتر از يك روايت صحيحه نيست.

     

    3ـ شواهدى كه در مورد صدور اين روايت ذكر كرديم موجب تقويت اسناد مى شود و بر فرض اينكه به تنهايى معتبر نباشند آنها را پشتيبانى و تأييد مى كنند. و در نتيجه قطع به صدور حاصل مى شود.

     

    4ـ حتى اگر فرض كنيم كه قطع به صدور حاصل نشود باز مى توان آنرا بقصد «رجاء» و ترتب ثواب خواند و بنابر روايات ثواب مذكور براى آن تحصيل مى شود.

     

    5ـ لعن كه در زيارت عاشوراء مذكور است بنحو شديدتر در روايات معتبر ديگرى موجود مى باشد و با خود قرآن كريم تأييد مى شود. كه در آن تصريع بر لعن ظالمين شده است. پس حتى اگر فرض كنيم زيارت عاشورا اصلا وجود ندارد باز مى توانيم آنانرا كه در اين زيارت مورد لعن قرار گرفته اند، لعن كنيم زيرا ايشان در زمره ظالمين هستند كه بوسيله خداوند متعال و ملائك و تمامى انسانها مورد لعن واقع شده اند.

    وصلى الله على محمد وآله الطاهرين.

     

     



     

     

     [1]) ر.ك. علامه محمد باقر مجلسى، بحارالانوار، ج 101 (در چاپ ديگرى ج 98) ص 303ـ328 در اين كتاب شريف 4 روايت از 5 طريق روايت شده است (زيرا زيارت ناحيه دو طريق دارد) كه به همراه زيارت جامعه ائمه مؤمنين(عليهم السلام) مى باشد. بنابراين روايت مشتمل برلعن متواتر مى شود، پس اگر هم در چيزى شك كنيم به هيچ روى نمى توان در مشروعيت لعن بر دشمنان اهل بيت(عليهم السلام)شك نمود زيرا متواتر و يقين آور مى باشد و مورد تأييد قرآن كريم كه حاوى لعن ظالمين است قرار مى گيرد.

    [2]) صفوان بن مهران از بزرگترين «ثقات» شيعه است. (ر.ك: ايت الله العظمى خوئى. معجم رجال الحديث. ج 9. ص 121،5921)

    سيف بن عميره نيز توسط علماء رجال «موثق» دانسته شده است. (ر.ك: روضة ج 14 ص 146 و تنقيح المقال ج 2 ص 79) (و اين را بسيارى نقل كرده اند) و جامع الرواة ج 1 ص 359 و خاتمة المستدرك ج 22 ص 357 و معجم رجال الحديث ج 8 ص 364ـ366.

    [3]) علامه مامقانى. تنقيح المقال. ج 3. ص 114.

    [4]) محدث نورى. خاتمة المستدرك. 357ـ4022ـ263.

    [5]) ر.ك: تعليقات علامه امينى(رحمه الله) صاحب كتاب شريف «الغدير» بر كتاب «كامل الزيارات» ص213ـ214.

    [6]) معجم رجال الحديث ج 16 ص 70.

    [7]) ر.ك: الوسيط. ميرزا محمد استرآبادى نقل از: جامع الرواة. مقدس اردبيلى(رحمه الله) ج 1 ص 71.

    [8]) تنقيح المقال علامه مامقانى ج 1 ص 95 و 96.

    [9]) كامل الزيارات ص 174 و بحار الانوار ج 98 (در بعض چاپ ها ج 101) ص 290.

    [10]) آنطور كه بنظر مى رسد افرادى كه در سلسله سند كتاب كامل الزيارات هستند تا خود معصوم(عليه السلام) همه مورد توثيق هستند. اين مطلب را صاحب وسايل در آخر كتاب در ضمن «فوائد» ذكر نموده است. مرحوم خوئى(رحمه الله) نيز مدتى از اين رأى صاحب وسائل پيروى مى كردند ولى پس ازآن در غير از راوى آخر از مطلب برگشت نمودند و تنها در هر سند حلقه آخر را كه ذكر شده است مورد توثيق دانستند بهرحال اينكه راوى آخر «ثقه» مى باشند يقينى است.

    [11]) معجم رجال الحديث ج 6 ص 186 (3895).

    [12]) خاتمه مستدرك وسائل الشيعة ج 21 ص 3 (256).

    [13]) جامع الرواة به نقل از خلاصه.

    [14]) تنقيح المقال ج 3 ص 193.

    [15]) معجم رجال الحديث ج 17 ص 283 (11847ـ11857ـ11864).

    [16]) ج 14 ص 452.

    [17]) تنقيح المقال ج 3 ص 194.

    [18]) خاتمة المستدرك 19ـ1ـ70.

    [19]) تنقيح المقال ج 3 ص 114.

    [20]) خاتمة المستدرك 357ـ4022ـ363.

    [21]) تعليقه علامه امينى بر كامل الزيارات 213ـ214.

    [22]) جامع الرواة ج 1 ص 407.

    [23]) تنقيح المقال ج 2 ص 39.

    [24]) همان.

    [25]) جلد 14 ص 150.

    [26]) همان.

    [27]) معجم رجال الحديث ج 9 ص 79.

    [28]) خاتمة المستدرك 27ـ4 (362).

    [29]) تعلقيه علامه امينى بر كامل الزيارات ص 213 و 214.

    [30]) جامع الرواة ج 1 ص 545.

    [31]) تنقيح المقال ج 2 ص 259.

    [32]) معجم رجال الحديث ج 11 ص 182 و 183.

    [33]) خاتمة المستدرك. 26ـ8 (208).

    [34]) كامل الزيارات ص 174و بحارالانوار ج 98 (در بعض چاپ ها 101) ص 290.

    [35]) اين اشكال به سند اول نيز وارد است.

    [36]) بحارالانوار ج 98 (101) ص 290.

    [37]) بحارالانوار ج 98 ص 290 و 293.

    [38]) معجم رجال الحديث ج 6 ص 186.

    [39]) معجم رجال الحديث ج 9 ص 79.

    [40]) تنقيح المقال ج 2 ص 48.

    [41]) خاتمة المستدرك 23ـ5 ص 100.

    [42]) معجم رجال الحديث ج 14 ص 158.

    [43]) بحارالانوار ج 98(101) ص 394 نقل از مصباح شيخ.

    [44]) معجم رجال الحديث ج 9 ص 79.

    [45]) خاتمة المستدرك 26ـ8 ص 204.

    [46]) معجم رجال الحديث ج 11 ص 156.

    [47]) بحارالانوار ج 98 (101) ص 296.

    [48]) معجم رجال الحديث ج 9 ص 121 (192).

    [49]) معجم رجال الحديث ج 6 ص 70.

    [50]) زيارت ششم در بحار الانوار ج 98 ص 213 و زيارت پنجم در ص 309 ذكر شده است.

    [51])از پدرش شيخ ابو جعفر از مفيد.


     


     
     
  • فایلهای مرتبط
  • فایل
    عنوان
     

     
     
     
     
     
     

    آدرس: قم - روبروي شبستان امام خميني(ره) - دفتر آيت الله العظمي شاهرودي (دام ظله)

    تلفن: 7730490 3، 7744327 3- 025 فکس: 7741170 3- 025  

    پست الکترونيک: info@shahroudi.net / esteftaa.shahroudi.com@gmail.com