پايگاه اطلاع رساني دفتر آيت الله العظمي شاهرودي دام ظله
ArticleID PicAddress Subject Date
{ArticleID}
{Header}
{Subject}

{Comment}

 {StringDate}
 
 
 
Tuesday 19 November 2019 - الثلاثاء 21 ربيع الأول 1441 - سه شنبه 28 8 1398
 
 
 
 
 
 
 
 
  • عنوان :  
  • احكام صيد و ذبح  
  • نویسنده :  
  • حضرت آيت الله العظمي حاج سيد محمد حسيني شاهرودي دام ظله  
  •  فهرست کتاب
  •  

    احکام سربریدن و شکار کردن حیوانات

    دستور بریدن حیوانات

    شرائط سربریدن حیوان

    دستور کشتن شتر

    چیزهائی که موقع سربریدن حیوانات مستحب است

    چیزهائی که در کشتن حیوانات مکروه است

    احکام شکار کردن با اسلحه

    شکار کردن با سگ شکاری

    صید ماهی

    صید ملخ


     

     

    احكام سربريدن و شكار كردن حيوانات



    مسأله 2591 ـ اگر حيوان حلال گوشت را به دستورى كه بعداً گفته مى شود سر ببرند، وحشى باشد يا اهلى بعد از جان دادن، گوشت آن حلال و بدن آن پاك است، ولى حيوانى كه نجاستخوار شده، اگر به دستورى كه در شرع معين نموده اند، آنرا استبراء نكرده باشند و حيوانى كه انسان با آن وطى و نزديكى كرده بعد از سربريدن، گوشت آنها حلال نيست.

    مسأله 2592 ـ حيوان حلال گوشت وحشى مانند آهو و كبك و بزكوهى و حيوان حلال گوشتى كه اهلى بوده و بعداً وحشى شده مثل گاو و شتراهلى كه فرار كرده و وحشى شده است، اگر به دستورى كه بعداً گفته مى شود آنها را شكار كنند پاك و حلال است، ولى حيوان حلال گوشت اهلى مانند گوسفند و مرغ خانگى و حيوان حلال گوشت وحشى كه به واسطه تربيت كردن، اهلى شده است، با شكار كردن پاك و حلال نمى شود.

    مسأله 2593 ـ حيوان حلال گوشت وحشى در صورتى با شكار كردن پاك و حلال مى شود كه بتواند فرار كند يا پرواز نمايد، بنابراين بچه آهو كه نمى تواند فرار كند و بچه كبك كه نمى تواند پرواز نمايد با شكار كردن پاك و حلال نمى شود، و اگر آهو و بچه اش را كه نمى تواند فرار كند، با يك تير شكار نمايند آهو حلال و بچه اش حرام است.

    مسأله 2594 ـ حيوان حلال گوشتى كه مانند ماهى خون جهنده ندارد، اگر بخودى خود بميرد پاك است، ولى گوشت آنرا نمى شود خورد.

    مسأله 2595 ـ حيوان حرام گوشتى كه خون جهنده ندارد، مانند مار با سر بريدن حلال نمى شود، ولى مرده آن پاك است.

    مسأله 2596 ـ سگ و خوك به واسطه سربريدن و شكار كردن پاك نمى شوند و خوردن گوشت آنها هم حرام است، و حيوان حرام گوشتى را كه درنده و گوشتخوار است مانند گرگ و پلنگ اگر به دستورى كه گفته مى شود سر ببرند، يا با تير و مانند آن شكار كنند پاك است، ولى گوشت آن حلال نمى شود، و اگر با سگ شكارى آنرا شكار كنند، پاك شدن بدنش هم اشكال دارد.

    مسأله 2597 ـ فيل و خرس و بوزينه و موش و حيوانى كه مانند مار و سوسمار در داخل زمين زندگى مى كنند، اگر خون جهنده داشته باشند و بخودى خود بميرند نجسند، بلكه اگر سر آنها را هم ببرند، يا آنها را شكار نمايند، بدنشان پاك نمى شود.

    مسأله 2598 ـ اگر از شكم حيوان زنده بچه مرده اى بيرون آيد، يا آنرا بيرون آورند خوردن گوشت آن حرام است.

    دستور سر بريدن حيوانات

     

    مسأله 2599 ـ دستور سر بريدن حيوان آنست كه چهار رگ بزرگ گردن آنرا از پائين برآمدگى زير گلو بطور كامل ببرند، و اگر آنها را بشكافند كافى نيست.

    مسأله 2600 ـ اگر بعضى از چهار رگ را ببرند و صبر كنند، تا حيوان بميرد بعد بقيه را ببرند فايده ندارد، بلكه اگر به اين مقدار هم صبر نكنند ولى به طور معمول چهار رگ را پشت سر هم نبرند، اگر چه پيش از جان دادن حيوان، بقيه رگها را ببرند اشكال دارد، ولكن اگر بعد از آنكه بعض رگها را قطع نمودند حيوان اتفاقاً فرار نمايد و فوراً تعقيب نمايند و پيش از جان دادن بقيه را قطع نمايند اشكال ندارد.

    مسأله 2601 ـ اگر گرگ گلوى گوسفند را به طورى بكند كه از چهار رگى كه در گردن است و بايد بريده شود، چيزى نماند آن حيوان حرام مى شود، ولى اگر مقدارى از گردن را بكند و چهار رگ باقى باشد، يا جاى ديگر بدن را بكند، در صورتى كه گوسفند زنده باشد و به دستورى كه گفته مى شود سر آنرا ببرند حلال و پاك مى باشد.

    شرائط سر بريدن حيوان

     

    مسأله 2602 ـ سر بريدن حيوان پنج شرط دارد:

    اول ـ كسى كه سر حيوان را مى برد چه مرد باشد، چه زن، بايد مسلمان باشد و اظهار دشمنى با اهل بيت پيغمبر صلى الله عليه وآله وسلم نكند، و بچه مسلمان هم اگر مميز باشد يعنى خوب و بد را بفهمد مى تواند سر حيوان را ببرد.

    دوم ـ سر حيوان را با چيزى ببرند كه از آهن باشد ولى چنانچه آهن پيدا نشود و طورى باشد كه اگر سر حيوان را نبرند مى ميرد، با چيز تيزى كه چهار رگ آنرا جدا كند مانند شيشه و سنگ تيز، مى شود سر آنرا بريد.

    سوم ـ در موقع سر بريدن، گردن و دست و پا و شكم حيوان رو به قبله باشد، و كسى كه مى داند بايد رو به قبله سر ببرد، اگر عمداً حيوان را رو به قبله نكند، حيوان حرام مى شود، ولى اگر فراموش كند، يا مسأله را نداند، يا قبله را اشتباه كند، يا نداند قبله كدام طرف است، يا نتواند حيوان را رو به قبله كند، اشكال ندارد.

    چهارم ـ وقتى مى خواهد سر حيوان را ببرد، يا كارد به گلويش بگذارد، به نيت سر بريدن، نام خدا را ببرد، و همينقدر كه بگويد بسم الله كافى است، و اگر بدون قصد سر بريدن نام خدا را ببرد، آن حيوان پاك نمى شود و گوشت آنهم حرام است، ولى اگر از روى فراموشى نام خدا را نبرد اشكال ندارد.

    پنجم ـ حيوان بعد از سر بريدن حركتى بكند، اگر چه مثلاً چشم يا دم خود را حركت دهد، يا پاى خود را به زمين زند.

     

    دستور كشتن شتر

     

    مسأله 2603 ـ اگر بخواهند شتر را بكشند كه بعد از جان دادن پاك و حلال باشد، بايد با پنج شرطى كه براى سربريدن حيوانات گفته شد، كارد يا چيز ديگرى را كه از آهن و برنده باشد، در گودى بين گردن و سينه اش فرو كنند.

    مسأله 2604 ـ وقتى مى خواهند كارد را به گردن شتر فرو ببرند، بهتر است كه شتر ايستاده باشد، ولى اگر در حالى كه زانوها را به زمين زده، يا به پهلو خوابيده و دست و پا و سينه اش رو به قبله است، كارد را در گودى گردنش فرو كنند اشكال ندارد.

    مسأله 2605 ـ اگر بجاى اينكه كارد را در گودى گردن شترفرو كنند، سر آنرا ببرند، يا گوسفند و گاو و مانند اينها را مثل شتر كارد در گودى گردنشان فرو كنند، گوشت آنها حرام و بدن آنها نجس است، ولى اگر چهار رگ شتر را ببرند و تا زنده است به دستورى كه گفته شد كارد در گودى گردنش فرو كنند، گوشت آن حلال و بدن آن پاك است، و نيز اگر كارد در گودى گردن گاو و گوسفند و مانند اينها فرو كنند، و تا زنده است سر آنرا ببرند حلال و پاك مى باشد.

    مسأله 2606 ـ اگر حيوانى سركش شود و نتوانند آنرا به دستورى كه در شرع معين شده بكشند، يا مثلاً در چاه بيفتد و احتمال بدهند كه در آنجا بميرد و كشتن آن به دستور شرع ممكن نباشد، هر جاى بدنش را كه زخم بزنند و در اثر زخم جان بدهد حلال مى شود، و رو به قبله بودن آن لازم نيست ولى بايد شرطهاى ديگرى را كه براى سربريدن حيوانات گفته شد دارا باشد.

     

    چيزهائى كه موقع سربريدن حيوانات مستحب است

     

    مسأله 2607 ـ بعضى از علماء فرموده اند كه چند چيز در سربريدن حيوانات مستحب است:

    اول ـ موقع سربريدن گوسفند، دو دست و يك پاى آنرا ببندند و پاى ديگرش را بازبگذارند، و موقع سربريدن گاو چهار دست و پايش را ببندند و دم آنرا باز بگذارند، و موقع كشتن شتر دو دست آنرا از پائين تا زانو، يا تا زير بغل به يكديگر ببندند و پاهايش را باز بگذارند و مستحب است مرغ را بعد از سر بريدن رها كنند تا پر و بال بزند.

    دوم ـ كسى كه حيوان را مى كشد رو به قبله باشد.

    سوم ـ پيش از كشتن حيوان آب جلوى آن بگذارند.

    چهارم ـ كارى كنند كه حيوان كمتر اذيت شود، مثلاً كارد را خوب تيز كنند و با عجله سر حيوان را ببرند، ولكن نسبت به بستن دو دست و يك پاى گوسفند روايتى نيافتم.

     

    چيزهائى كه در كشتن حيوانات مكروه است


    مسأله 2608 ـ چند چيز در كشتن حيوانات مكروه است:

    اول ـ آنكه كارد را پشت حلقوم فرو كنند و به طرف جلو بياورند كه حلقوم از پشت آن بريده شود.

    دوم ـ پيش از بيرون آمدن روح، پوست حيوان را بكنند.

    ســوم ـ در جائى حيوان را بكشند كه حيوان ديگر از جنس او آنرا ببيند.

    چهارم ـ در شب يا پيش از ظهر روز جمعه سر حيوان را ببرند، ولى در صورت احتياج عيبى ندارد.

    پنـجم ـ خود انسان چهارپائى را كه پرورش داده است بكشد، و احتياط واجب آنست كه پيش از بيرون آمدن روح مغز حرام را كه در تيره پشت است نبرند، و سر حيوان را از بدنش جدا نكنند ولى اگر ببرند يا جدا كنند آن حيوان حرام نمى شود بنابر اقوى، و اگر از روى غفلت يا به واسطه تيز بودن كارد بى اختيار سر حيوان جدا شود نه حرام و نه مكروه است.

     

    احكام شكار كردن با اسلحه

    مسأله 2609 ـ اگر حيوان حلال گوشت وحشى را با اسلحه شكار كنند، با پنج شرط حلال و بدنش پاك است:

    اول ـ آنكه اسلحه شكار مثل كارد و شمشير برنده باشد، يا مثل نيزه و تير، تيز باشد كه به واسطه تيز بودن، بدن حيوان را پاره كند و اگر به وسيله دام يا چوب و سنگ و مانند اينها حيوانى را شكار كنند، پاك نمى شود و خوردن آنهم حرام است. و اگر حيوانى را با تفنگ شكار كند، چنانچه گلوله آن تيز باشد كه در بدن حيوان فرو رود و آنرا پاره كند پاك و حلال است، و اگر گلوله تيز نباشد بلكه با فشار در بدن حيوان فرو رود و حيوان را بكشد، يا به واسطه حرارتش بدن حيوان را بسوزاند و در اثر سوزاندن، حيوان بميرد پاك و حلال بودنش اشكال دارد.

    دوم ـ كسى كه شكار مى كند بايد مسلمان باشد يا بچه مسلمان باشد كه خوب و بد را بفهمد، و اگر كافر يا كسى كه اظهار دشمنى با اهل بيت پيغمبر صلى الله عليه وآلهوسلم مى كند، حيوانى را شكار نمايد، آن شكار حلال نيست.

    ســوم ـ اسلحه را براى شكار كردن حيوان بكار برد و اگر مثلاً جائى را نشان كند و اتفاقاً حيوانى را بكشد، آن حيوان پاك نيست و خوردن آنهم حرام است.

    چهارم ـ در وقت بكار بردن اسلحه نام خدا را ببرد و چنانچه عمداً نام خدا را نبرد شكار حلال نمى شود، ولى اگر فراموش كند اشكال ندارد. حسب اجماع علماء و خبر موسى بن بكر.

    پنجـم ـ وقتى به حيوان برسد كه مرده باشد، يا اگر زنده است به اندازه سر بريدن آن وقت نباشد و چنانچه به اندازه سر بريدن وقت باشد و سر حيوان را نبرد تا بميرد، حرام است.

    مسأله 2610 ـ اگر دو نفر حيوانى را شكار كنند، و يكى از آنان مسلمان و ديگرى كافر باشد، يا يكى از آن دو نام خدا را ببرد و ديگرى عمداً نام خدا را نبرد، آن حيوان حلال نيست.

    مسأله 2611 ـ اگر بعد از آنكه حيوانى را تير زدند مثلاً در آب بيفتد، و انسان بداند كه حيوان به واسطه تير و افتادن در آب جان داده، حلال نيست، بلكه اگر شك كند كه فقط براى تير بوده يا نه، حلال نمى باشد.

    مسأله 2612 ـ اگر با سگ غصبى يا اسلحه غصبى حيوانى را شكار كند، شكار حلال است و مال خود او مى شود، ولى گذشته از اينكه گناه كرده، بايد اجرت اسلحه يا سگ را به صاحبش بدهد.

    مسأله 2613 ـ اگر با شمشير يا چيز ديگرى كه شكار كردن با آن صحيح است با شرطهائى كه گفته شد، حيوانى را دو قسمت كنند، و سر و گردن در يك قسمت بماند و انسان وقتى برسد كه حيوان جان داده باشد، هر دو قسمت حلال است، و همچنين است اگر حيوان زنده باشد، ولى به اندازه سربريدن وقت نباشد، اما اگر به اندازه سر بريدن وقت باشد و ممكن باشد كه مقدارى زنده بماند، قسمتى كه سر و گردن ندارد حرام و قسمتى كه سر و گردن دارد، اگر سر آنرا به دستورى كه در شرع معين شده ببرند حلال، وگرنه آنهم حرام مى باشد.

    مسأله 2614 ـ اگر با چوب يا سنگ يا چيز ديگرى كه شكار كردن با آن صحيح نيست حيوانى را دو قسمت كنند، قسمتى كه سر و گردن ندارد حرام است، و قسمتى كه سر و گردن دارد، اگر زنده باشد و ممكن باشد كه مقدارى زنده بماند، و سر آنرا به دستورى كه در شرع معين شده ببرند حلال، وگرنه آن قسمت هم حرام مى باشد.

    مسأله 2615 ـ اگر حيوانى را شكار كنند، يا سر ببرند و بچه زنده اى از آن بيرون آيد چنانچه آن بچه را به دستورى كه در شرع معين شده سر ببرند حلال و گرنه حرام مى باشد.

    مسأله 2616 ـ اگر حيوانى را شكار كنند يا سر ببرند و بچه مرده اى از شكمش بيرون آورند، چنانچه خلقت آن بچه كامل باشد و مو يا پشم در بدنش روئيده باشد، پاك و حلال است.

     

    شكار كردن با سگ شكارى


    مسأله 2617 ـ اگر سگ شكارى، حيوان وحشى حلال گوشتى را شكار كند، پاك بودن و حلال بودن آن حيوان شش شرط دارد:

    اول ـ سگ بطورى تربيت شده باشد كه هر وقت آنرا براى گرفتن شكار بفرستند برود، و هر وقت از رفتن جلوگيرى كنند بايستد و نيز بنابر احتياط واجب بايد عادتش اين باشد كه تا صاحبش نرسد از شكار نخورد، ولى اگر اتفاقاً شكار را بخورد اشكال ندارد.

    دوم ـ صاحبش آنرا بفرستد و اگر پيش خود دنبال شكار رود و حيوان را شكار كند، خوردن آن حيوان حرام است، بلكه اگر پيش خود دنبال شكار رود و بعداً صاحبش بانگ بزند كه زودتر آنرا به شكار برساند، اگر چه به واسطه صداى صاحبش شتاب كند، بنابر احتياط واجب بايد از خوردن آن شكار خوددارى نمايد.

    ســوم ـ كسى كه سگ را مى فرستد بايد مسلمان باشد يا بچه مسلمان باشد كه خوب و بد را بفهمد، و اگر كافر يا كسى كه اظهار دشمنى با اهل بيت پيغمبر صلى الله عليه و آله وسلم مى كند سگ را بفرستد، شكار آن سگ حرام است.

    چهارم ـ وقت فرستادن سگ نام خدا را ببرد و اگر عمداً نام خدا را نبرد، آن شكار حرام است ولى اگر فراموش كند اشكال ندارد.

    پنجـم ـ شكار به واسطه زخمى كه از دندان سگ پيدا كرده بميرد پس اگر سگ، شكار را خفه كند، يا شكار از دويدن يا ترس بميرد حلال نيست.

    ششــم ـ كسى كه سگ را فرستاده، وقتى برسد كه حيوان مرده باشد، يا اگر زنده است به اندازه سربريدن آن وقت نباشد، و چنانچه وقتى برسد كه به اندازه سربريدن وقت باشد، مثلاً حيوان چشم يا دم خود را حركت دهد، يا پاى خود را به زمين بزند، چنانچه سر حيوان را نبرد تا بميرد حلال نيست.

    مسأله 2618 ـ
    كسى كه سگ را فرستاده اگر وقتى برسد كه بتواند سر حيوان را ببرد، چنانچه مثلاً به واسطه بيرون آوردن كارد و مانند آن وقت بگذرد و آن حيوان بميرد حلال است، ولى اگر چيزى همراه او نباشد كه با آن، سر حيوان را ببرد و حيوان بميرد، احتياط واجب آنست كه از خوردن آن خوددارى كنند.


    مسأله 2619 ـ اگر چند سگ را بفرستد و با هم حيوانى را شكار كنند، چنانچه همه آنها داراى شرطهائى كه گفته شد بوده اند، شكار حلال است، و اگر يكى از آنها داراى آن شرطها نبوده، شكار حرام است.

    مسأله 2620 ـ اگر سگ را براى شكار حيوانى بفرستد و آن سگ حيوان ديگرى را شكار كند، آن شكار حلال و پاك است، و نيز اگر آن را با حيوان ديگرى شكار كند، هر دوى آنها حلال و پاك مى باشند.

    مسأله 2621 ـ اگر چند نفر با هم سگ را بفرستند و يكى از آنها كافر باشد، يا عمداً نام خدا را نبرد، آن شكار حرام است، و نيز اگر يكى از سگهائى را كه فرستاده اند به طورى كه گفته شد تربيت شده نباشد، آن شكار حرام مى باشد.

    مسأله 2622 ـ اگر باز يا حيوان ديگرى غير سگ شكارى حيوانى را شكار كنند، آن شكار حلال نيست، ولى اگر وقتى برسند كه حيوان زنده باشد، و به دستورى كه در شرع معين شده سر آنرا ببرند حلال است.

     

    صــــيد مـاهى

     

    مسأله 2623 ـ اگر ماهى فلس دار را زنده از آب بگيرند و بيرون آب جان دهد، پاك و خوردن آن حلال است، و چنانچه در آب بميرد پاك است، ولى خوردن آن حرام مى باشد، و ماهى بى فلس را اگر چه زنده از آب بگيرند و بيرون آب جان دهد حرام است.

    مسأله 2624 ـ اگر ماهى از آب بيرون بيفتد، يا موج آنرا بيرون بيندازد، يا آب فرو رود و ماهى در خشكى بماند، چنانچه پيش از آنكه بميرد، با دست يا به وسيله ديگر كسى آنرا بگيرد، بعد از جان دادن حلال است.

    مسأله 2625 ـ كسى كه ماهى را صيد مى كند، لازم نيست مسلمان باشد و در موقع گرفتن، نام خدا را ببرد، ولى مسلمان، بايد بداند كه كافر آن را زنده گرفته.

    مسأله 2626 ـ ماهى مرده اى كه معلوم نيست آنرا زنده از آب گرفته اند يا مرده، چنانچه در دست مسلمان باشد، حلال است و اگر در دست كافر باشد، اگر چه بگويد آنرا زنده گرفته ام حرام مى باشد.

    مسأله 2627 ـ لازم نيست كه از خوردن ماهى زنده خوددارى كرد.

    مسأله 2628 ـ اگر ماهى زنده را بريان كند، يا در بيرون آب پيش از جان دادن بكشند، لازم نيست كه از خوردن آن خوددارى نمايند.

    مسأله 2629 ـ اگر ماهى را بيرون آب دو قسمت كنند و يك قسمت آن در حالى كه زنده است در آب بيفتد، لازم نيست از قسمتى كه بيرون آب مانده اجتناب نمايند، و مى توانند آنرا بخورند.

     

    صـــيد مــلخ


    مسأله 2630 ـ اگر ملخ را با دست يا به وسيله ديگرى زنده بگيرند، خوردن آن حلال است، و لازم نيست كسى كه آنرا مى گيرد مسلمان باشد و در موقع گرفتن، نام خدا را ببرد، ولى اگر ملخ مرده اى در دست كافر باشد و معلوم نباشد كه آنرا زنده گرفته يا نه، اگر چه بگويد زنده گرفته ام حلال نيست.

    مسأله 2631 ـ خوردن ملخى كه بال در نياورده و نمى تواند پرواز كند حرام است.

    • تعداد رکورد ها : 1
     

     
     
     
     
     
     

    آدرس: قم - روبروي شبستان امام خميني(ره) - دفتر آيت الله العظمي شاهرودي (دام ظله)

    تلفن: 7730490 3، 7744327 3- 025 فکس: 7741170 3- 025  

    پست الکترونيک: info@shahroudi.net / esteftaa.shahroudi.com@gmail.com