پايگاه اطلاع رساني دفتر آيت الله العظمي شاهرودي دام ظله
ArticleID PicAddress Subject Date
{ArticleID}
{Header}
{Subject}

{Comment}

 {StringDate}
 
 
 
Friday 20 September 2019 - الجمعة 20 محرم 1441 - جمعه 29 6 1398
 
 
 
 
 
 
 
 
  • شجره طيبه  
  • ارسال به دوستان
  •  
  •  
  • شجره طیبه

    بسم الله الرحمن الرحيم

     

    امام زين العابدين عليه السلام
    1 – حسين الاصغر
    2 – عبيد الله الاعرج
    3 – علي الصالح
    4 – عبيد الله الثاني . مادر ايشان ام سلمة دختر عبدالله بن الحسين عليه السلام می باشد.
    5 – ابو الحسن المعلی‍ الكوفي
    6 – عبدالله الثالث
    7 – ابو الحسين محمد الاشتر ، در سال 350 در کوفه وفات یافت.
    8 – ابو علي محمد امير الحاج
    9 – ابو العلی مسلم الاحول ، رئیس  بني عبيد الله و سيد ایشان  در سال 389 کشته شد .
    10 – ابو علي عمر المختار امير الحاج  النقيب ، جدّ بني المختار
    11 – ابو الفضل عبدالله
    12 – عز الدين ابو نزار عدنان الكوفي ، متولد 442 نقيب الغري ، در سال  523  وفات یافت و در منزلش نزدیک باب المراتب در ساحل دجله دفن شد.
    13 – عماد الدين ابو جعفر محمد ، نقيب الكوفة
    14 – ابو القاسم شمس الدين علي النقيب ، در بصره  در سال 584 وفات یافت .
    15 – تاج الدين ابو علي الحسيني نقيب النقباء ، با لشکر مستنصر عباسي جنگید و در سال 653 وفات یافت.
    16 – شمس الدين ابو الحسن علي نقيب النقباء
    17 – العلامة عبد المطلب ابو الحرث
    18 – الشريف ابراهيم ابو النصر النقيب
    19 – عميد الدين بن عبد المطلب
    20 – شمس الدين علي نقيب نقباء ممالك العراق از نجف اشرف به خراسان و سبزوار مهاجرت کرد.
    21 – جمال الدين نقيب سبزوار ، وفات سال 867
    22 – نظام الدين حسن
    23 – ابراهيم
    24 – جلال الدين
    25 – شرف الدين
    26 – نعمة الله
    27 – علي
    28 – میر محمد تقي معروف به صاحب شمشیر که از سادات معروف هزار جریب مازندران می باشد که از مازندران به اطراف بسطام هجرت نمود .
    29 – میر شاه حسين
    30 – میر ابو الحسن
    31 – میر محمد تقی
    32 – میر ابراهيم
    33 – میر عبد المطلب
    34 – میر ابراهيم
    35 – مير مطلب
    36 – سید عبدالله
    جد مرحوم آية الله شاهرودی بنام سید عبد الله ، در خدمت دین و مردم بود و جهت بیان احکام و مسائل اسلام به روستاها و شهرهای مختلف سفر می کرد .
    در یکی از سفرها  به محلی رفته و بر آشناي خود وارد شد ، در آنجا برنج کاری رواج نداشت و برنج محصولي كمياب و قيمتي محسوب مي شد ،  میزبان در آن روز مقداری برنج تهیه نموده و برای ظهر پخته بودند که این آقا وارد شد ، صاحب خانه فورا نان و کره و تخم مرغ و مرغ پخته را آماده و سفره را انداختند ، ایشان هم غذا خورده و استراحت نمود.
    سپس اهل منزل برنج طبخ شده را حاضر نموده که صرف کنند ، تا لقمه ی اول را برداشتند دیدند که غذا تلخ است و اصلا قابل خوردن نیست ، شخص میزبان با فراست دریافت که علت تلخ شدن غذا پنهان کردن از مهمان بوده است، فورا همان سینی برنج را آورد پهلوی سید و تقاضا کرد که غذا میل کند ، سید فرمود که من سیرم و آن غذای اول کفایت کرده و بهتر از این غذاست، میزبان گفت آقا باید یک لقمه هم که شده بردارید، مرحوم سید لقمه ای برداشت و به دهان زده و بر روی سینی پلو ریخت ، سینی را بردند ، تلخي آن برطرف شده بود و همه ي اهل منزل از آن خوردند.

    37 – سيد علي
    ابوی مرحوم حضرت آیة الله العظمی شاهرودی به نام سید علی ، پنج فرزند بنامهای سید عباس ، سید صادق ، سید محمود ، سید حسین و سید حسن داشتند و سید علی مردی صاحب کرامت و مهماندار و سخاوتمند و شجاع  بود ، برای نمونه یکی از کرامتهای مرحوم سید را ذکر می کنیم:

    در یکی از روزها مهمانی به سید علی وارد شد و در بالا خانه ی منزل نشسته بود و آقا سید هم مشغول پذیرایی بودند، نا گاه  صدای عیال آقا سید به گوش رسید که می گفت آقا سید مهمانداری که بدون روغن نمیشود فعلا هیچ روغن در منزل نداریم ، فورا آن مرحوم برای اینکه مهمان نفهمد به سرعت پایین آمد و گفت: ای زن آیا درست نگاه کردی ؟ گفت: آری ، ظرف روغن خالی است الآن دیدم ، سید گفت که اسبم رابیاور تا سریع بروم از روستای مجاور مقداری روغن تهیه کنم ، زن رفت و اسب را آورد ، باز سید علی فرمود که دو مرتبه برو نگاه کن شاید اشتباه می کنی و روغن در ظرف باشد، زن رفت و صدا زد  ظرف پر از روغن است ، سید گفت الحمد لله و رفت نزد مهمانش.
    این قضیه تا مدتی از یادشان رفته بود و بعد از مدت زمانی مرحوم سید سؤال کرد که چه شد شما اول گفتید که روغن نداریم و بعدا گفتید هست؟ مادر حضرت آیة لله العظمی شاهرودی گفت بعد از اینکه دیدم ظرف پر از  روغن است هر چه بر می داریم و مصرف می کنیم باز بجای خود باقی است و کم نمی شود حتی بطوری شده که اغلب اهل روستا از ما روغن می برند و می گویند که روغن منزل آقا سید عجب خوش بو و با برکت است ، سید گفت این مطلب را به کسی اظهار نکن چون اگر بگویی ممکن است که تمام شود ، تا مدتی بیش از چهار ماه به همین منوال بود تا یک روز زنهای روستا دور و بر عیال آقا سید را گرفته و آنقدر اصرار و سؤال کردند تا او قضیه را بر ملا کرد ، بعد از اظهار مطلب هر چه از ظرف روغن برداشتند جای آن نیامد تا تمام شد.

    38 – آية الله العظمی حاج  سيد محمود حسيني شاهرودي        

     
     
  • مطالب مرتبط
  •  
     

     
     
     
     
     
     

    آدرس: قم - روبروي شبستان امام خميني(ره) - دفتر آيت الله العظمي شاهرودي (دام ظله)

    تلفن: 7730490 3، 7744327 3- 025 فکس: 7741170 3- 025  

    پست الکترونيک: info@shahroudi.net / esteftaa.shahroudi.com@gmail.com