پايگاه اطلاع رساني دفتر آيت الله العظمي شاهرودي دام ظله
ArticleID PicAddress Subject Date
{ArticleID}
{Header}
{Subject}

{Comment}

 {StringDate}
 
 
 
  • برخي از كرامات حضرت   
  • 1389-11-22 19:20:57  
  • تعداد بازدید : 31   
  • ارسال به دوستان
  •  
  •  
  • كرامات زيادي از امام حسن عسگري ( ع ) نقل كرده اند كه به برخي از آنها اشاره  مي كنيم حضرت با گروهي از شيعيان در محخلي زنداني بودند فردي غير عرب نيز باآنها در  زندانبود . حضرت به او اشاره كردند و  فرمودند: اگر اين مرد نبود‚  شما را آگاه مي كردم كه چه هنگام رهايي  خواهيد يافت. اين مرد مطالب شمارا به مأموران خليفه  مي رساند . ابوهاشم ميگويد : ما گرد آن مرد را گرفتيم  وكاغذي راكه  در آن همه ما  را به بدي ياد كرده بود از لباسش  بيرون آورديم.

    ابن شهر آشوب نقل مي كند :

    يعقوب بن اسحاق كندي ـ‌فيلسوف معروف  عرب در زمان خود ـ شروع به نوشتن كتابي در تناقضات قرآن  ـ به زعم خويش ـ كرده  بود وكسي  را از نوشتن آن آگاه نكرده بود . روزي  برخي از شاگردان اونزد امام حسن عسگري آمده بودند .  امام فرمود : آيا در ميان شما كسي  نيست تا استادتان را از  نوشتن  مطالبي پيرامون قرآن باز دارد ؟ يكي از آنها گفت : ما شاگردان او  هستيم ‚  چگونه  مي توانيم  در اين باره غير آن به او اعتراض كينم ؟  امام  فرمود  :  اگر  چيزي بگويم :‌ به او  خواهي گفت ؟‌ آن مرد  پاسخ داد آري .  امام فرمود : نزد او  برو و بعد از انس گرفتن  با او به وي بگو :‌ ايا احتمال مي دهي كه منظور گويندة  قرآن از گفتارش  معاني ديگري ‚ غير از آنچه تو پنداشته اي باشد ؟ وي ( اسحاق ) خواهد گفت آري ‚ زيرا او اهل فهم است سپس به او بگو : از كجا  مطمئن شده اي كه مراد قرآن همان است كه تو مي گويي ؟ شايد گوينده قرآن منظوري غير از آنچه تو به آن رسيده اي داشته باشد و تو الفاظ و عبارات را در غير معاني و مراد او بكار برده اي ؟ آن مرد  نزد كندي رفت وپس از مدتي كه با او  معاشرت كرد ‚ همان سؤال را از وي  پرسيد كندي  در  فكر  فرو رفت و اين امر را از نظر لغوي محتمل و از نظر عقلي ممكن  يافت . شاگرد  را سوگند داد كه اين سؤال  را از كه آموخته اي  ‚‌ اين سخن از تو  نيست . شاگرد  گفت : ابو محمد (ع ) آن را به من  گفته است.  كندي گفت: اكنون  نزد او مي روم ‚‌ چنين امري جز از اين خاندان نمي تواند بروز يابد . بعد آنچه در اين  باره نوشته بود سوزاند .   

    تأثير استخوان انبياء‌

    ابن صباغ  از ابوهاشم  جعفري نقل  مي كند :‌ درسامرا قحطي سختي پيش آمده بودمعتمد خليفه  وقت فرمان داد مردم به نماز استسقاء ( طلب باران ) بروند . مردم  سه روز پي در پي  برا ي نماز به مصلي  رفتند ودست به دعا برداشتند ‚‌ ولي باران نيامد . روز چهارم  جاثليق ‚‌ پيشواي اسقفان مسيحي ‚ همراه  مسيحيان  و راهبان  به صحرا  رفتند . يكي از  راهبان هر وقت  دست خود را به سوي آسمان بلند  مي كرد باراني درشت فرو مي باريد .  روز بعد  نيز جاثليق   همراه راهبان به صحرا  رفتند و دعا كردند ‚ آنقدر باران آمد كه ديگر  مردم تقاضاي باران نداشتند . اين كار موجب  شگفتي و نيز شك  و ترديد  عده اي از مردم شد .

    اين وضع بر خليفه ناگوار آمد ‚  به دنبال امام عسگري فرستاد ‚‌ آن بزرگوار را از زندان  آوردند. خليفه به امام گفت : امت جدت  را درياب كه گمراه شدند . امام فرمود از جاثليق و راهبان بخواه كه  فردا به صحرا بروند . خليفه گفت : مردم باران نمي خواهند چون به قدر كافي  باران آمده است .  امام فرمود : براي آنكه انشاء الله  تعالي شك و شبه  را برطرف سازم .

    خليفه دستور داد و پيشواي استقفان همراه راهبان به صحرا رفتند . امام حسن نيز در ميان جمعيتي انبوه از مردم به صحرا رفتند . مسيحيان و راهبان  براي طلب باران دست به سوي آسمان  برداشتند ‚ ابري پديدار شد و باران شروع به باريدن كرد . امام فرمود دست راهبي معين را بگيرند و آنچه  درميان انگشتان  اوست بيرون آورند . دست راهب را گرفتند ‚ درميان انگشتان اواستخوان سياه فامي از استخوان  هاي آدمي  يافتند . امام استخوان را گرفت ودر پارچه اي  پيچيد و به راهب فرمود اينك  طلب باران  كن  . راهب  دست به آسمان برداشت اما ابر كنار رفت و خورشيد  نمايان شد .  مردم  شگفت زده شدند . خليفه از امام  پرسيد : اين استخوان چيست ؟  امام فرمود : اين استخوان پيامبري از پيامبران الهي است كه از قبور  برخي پيامبران برداشته اند و استخوان  پيامبري ظاهر نمي شود مگر آنكه باران مي بارد . امام راتحسين كردند و استخوان را آزمودند ‚ ديدند  همانطور است كه امام فرمود .

    ابوهاشم گويد :  شخص از امام حسن عسگري پرسيد : چرا زن  بينوا در ارث يك سهم مي برد و مرد دو سهم ؟  امام فرمود : چون جهاد و پرداخت مخارج به عهده زن نيست نيز پرداخت ديه  قتل خطايي بر عهدة مردان (‌عاقله ) است وبر زن  چيزي  نيست. ابوهاشم  ميگويدبه خاطرم رسيد كه قبلا شنيده بودم كه ابن ابي الاوجاء از امام صادق (ع )  اين سؤال را پرسيده بود و همين جواب را شنيده بود . امام عسگري به من رو كرد و فرمود:آري اين سوال ابن ابي الاوجاء است ‚  وقتي سؤال يكي باشد پاسخ ما يكي است . براي امام بعدي همان پيش مي آيد كه براي امام  قبلي ‚ اول و آخر ما در علم و منزلت مساوي هستند .

    نامة امام عسگري به يكي از علماي شيعه در قم از جمله  مكاتبات امام عسگري  با اصحاب خود نامه هاي است كه آن  بزرگوار به علي بن حسين بن بابويه قمي  يكي از بزرگان  فقهاي شيعه مرقوم فرمودند : اين نامه اين چنين شروع شده است : بسم الله الرحمن الرحيم ‚‌الحمد الله  رب العالمين والعاقبه للمتقين و الجنه للموحدين و النار للملحدين و لاعدوان الا علي الظالمين و لا اله الاالله احسن الخالقين والصلوه علي خيره خلقه محمد وعترته الطاهرين ...

    به نام خداوند بخشنده مهربان ‚‌ ستايش خداي راكه پروردگار جهانيان است ‚ سرانجام  نيكو براي  پرهيزگاران و بهشت  براي يكتا پرستان و دوزخ  و آتش براي كافران خواهدبود و تجاوز جز بر ستمكاران نيست و خدايي  جز الله  كه بهترين  آفرينندگان است  نمي باشدو درود و رحمت خدا بر بهترين آفرينندگانش ‚ محمد ( ص ) وخاندان پاك او باد.

    سپس امام خطاب به ابن بابويه  چنين مرقوم فرمودند : اما بعد اوصيك يا شيخي ومعتمدي و فقيهي  ‚‌ابالحسن علي بن الحسين  القمي ‚ وفقك الله  لمرضاته...

    بعداز حمد و ثناي الهي ‚ تو را اي  بزرگ مرد و مورد اعتماد  و  فقيه  پيروان ‚ ابوالحسن  علي بن حسين قمي ـ كه خدايت بر آنچه رضاي اوست  موفق فرمايد و از نسلت فرزندان  شايسته برآرد ـ به  پرهيزگاري در پيشگاه خدا و برپاداشتن نماز و  پرداختن  زكات سفارش مي كنم . زيرا  نماز كسيكه زكات نمي پردازد پذيرفته نمي شود . و به تو سفارش مي كنم كه از خطاي ديگران درگذري ‚ و خشم خويش فروبري و به خويشاوند صله و رسيدگي نمايي ‚ با برادران مواسات كني و در رفع نيازهاي آنان در سختي  و  آسايش بكوشي و در برابر ناداني و بيخردي افراد بردبار باشي  و در دين ژرف نگر و دركارها استوار و با قرآن آشناباش و اخلاق نيكو پيشه ساز و امر به معروف و نهي از منكر كن . از همه بديها  و زشتيها دوري كن و برتو بادكه نماز شب بخواني ‚ كه  پيامبر به علي (  ع) چنين سفارش فرمود : يا علي ! بر  تو باد نماز شب  خواندن ‚ بر تو بادنماز شب خواندن  ‚  بر تو باد  نماز شب خواندن  ( سه بار تكرار فرمود ) و كسي كه نماز شب  را  سبك بشمارد از ما نيست . )) پس توصيه مرا به كار  گيرو به شيعيان من نيز دستور بده آنچه به تو فرمان دادم عمل كنند . برتو باد كه صبر و شكيبايي ورزي و منتظر فرج باشي كه پيامبر ( ص)  فرمود : ((‌ برترين اعمال امت من  انتظار فرج است  ))‌شيعيان ما پيوسته  اندوهگين خواهند بود تا فرزندم كه  پيامبر بشارت ظهور  او را  داده است  قيام كند و زمين را  پس از آنكه از ظلم و بيداد  پر شده است  سرشار از عدالت و قسط نمايد . پس اي بزرگ مرد ‚‌ استقامت  كن وشيعيان مرا به صبر فرمان ده كه : (( زمين از آن  خداست و به هر كس از بندگانش كه بخواهد واگذارد و عاقبت  و فرجام نيك از آن متقين خواهد بود . درود و رحمت  و بركات  خدا بر تو و جميع شيعيان ما باد . خداوند  ما  را بس است كه بهترين وكيل و مولي  و ياور است . 

     
    نام :
    نام خانوادگی :
    ایمیل :
     
    متن :
    متوسط امتیاز :
    %0
    تعداد آراء :
    0
    امتیاز شما :

     
     
     
     
     

    آدرس: قم - روبروي شبستان امام خميني(ره) - دفتر آيت الله العظمي شاهرودي (دام ظله)

    تلفن: 7730490 3، 7744327 3- 025 فکس: 7741170 3- 025  

    پست الکترونيک: info@shahroudi.net / esteftaa.shahroudi.com@gmail.com