پايگاه اطلاع رساني دفتر آيت الله العظمي شاهرودي دام ظله
ArticleID PicAddress Subject Date
{ArticleID}
{Header}
{Subject}

{Comment}

 {StringDate}
 
 
 
  • امام حسن عسكري (ع) و ارتباط با شيعيانش   
  • 1389-11-22 19:20:12  
  • تعداد بازدید : 34   
  • ارسال به دوستان
  •  
  •  
  • شيعيان  به دليل فشارهايي كه از سوي حكام ستمگر بني عباس بر آنها وارد مي شد‚  بويژه علويان مجبور شده بودند در نقاط مختلف كشور اسلامي پراكنده شوند و نقاط امن تري رابراي زندگي بيابند. شرق كشور اسلامي آن روز يعني ايران تقريبا  امن تر از ساير مناطق بود ‚ لذا تعداد زيادي از شيعيان روانة مناطق شرقي شدند وبه صورت  پراكنده و با فواصلي دوراز  يكديگر زندگي مي كردند . از جمله مناطق مهمي كه شيعه در آن وجود داشت ‚ مي توان از نيشابور علاوه بر قم و كاشان و طبرستان نام برد . سمرقند ‚ بيهق و طوس نيز شيعياني در خود جاي داده بود چنين پراكندگي ‚ وجود  يك دستگاه  منظم  ارتباطي  را مي طلبيد ‚ تا  بتوان  در سايه  آن به  گسترش تشيع ويا دست كم نگهداري  آن كمك كرد . 

    اين دستگاه  با تعيين  وكلا از ناحيه ائمه ( ع )  ايجاد گرديد و امام  از طريق وكلا بامردم مرتبط بود .

    نامه هايي كه امام عسگري براي برخي از اين وكلا نوشته گواه گستردگي اين حركت است . از  جمله اين وكلا مي توان از عبدالله بن  حمد ويه البيهقي ‚ ابراهيم بن عبده (‌وكيل امام در نيشابور ) و احمد بن اسحاق بن عبدالله اشعري ( وكيل امام در قم ) و ديگران نام برد . نكتة  مهم ديگري كه در سيستم  ارتباط از طريق  وكلاء وجود داشت  اين بود كه آخرين امامان  شيعه  در واقع با اين نوع ارتباط زمينه را براي  غيبت  حضرت مهدي  فراهم ميكردند .

    حتي گاهي خود امام عسگري از مردم پنهان مي شد و  فقط  از طريق  وكلاي خود با شيعيان ارتباط برقرار مي كرد‚ تا شيعيان كم كم  با غيبت  و چگونگي  ارتباط با امام و وظايفي  كه د راين زمينه دارند آشناشوند .

    لذا مي بينيم كه بعد از شهادت  امام عسگري ‚ بلافاصله غيبت كبري آغاز نشد ‚ بلكه مدتي تحت  عنوان غيبت صغري سپري شد و پس از آنكه  زمينه فراهم شد غيبت  كبري  شروع شد . امام عسگري  در اين خصوص وظيفه  سنگيني را بر عهده داشت او علاوه بر اينكه  حفظ حضرت مهدي  را بر عهده  داشت ‚  در عين حال لازم بود آن حضرت را به شيعيان معرفي كند ‚ لذا در فرصتهايي حضرت مهدي رابه  برخي از شيعيان نشان مي داد.

    از  طرف ديگر محل سكونت امام تحت  كنترل  شديد نيروهاي حكومت بود و  جاسوسان  هر كس  كه وارد  منزل امام مي شد گزارش  مي دادند ‚ لذا در بسياري  موارد كساني كه مي خواستند خدمت امام برسند در مسيري كه امام به دارالخلافه مي پيمود مي آمدند وبا آن حضرت تماس مي گرفتند و مسايل  خود را مي پرسيدند . از جمله  علي بن  جعفر  از حلبي نقل  مي كند كه گفت : ما  در روز  موعود ( دوشنبه  يا پنج شنبه ) در محله  عسگر اجتماع كرده بوديم و منتظر بوديم كه امام را در حال رفتن  به دارالخلافه ببينيم كه ناگهان نوشته اي  از آن حضرت به دست ما رسيد . آن حضرت با دست خط مبارك نوشته بود : مواظب باشيد كسي از شما بر من سلام نكند و با دستش به من اشاره نكند  چرا كه امنيت جاني نداريد . حلبي در  ادامه همين  روايت اضافه مي كند : دركنار  من جواني  بود  به او گفتم  تو از كجايي ؟ گفت از مدينه ‚ پرسيدم : اينجا چه ميكني ؟  گفت : من از فرزندان  ابوذر غفاري هستم ‚ آمده ام تا امام را ببينم و چيزي ازاو بشنوم تا دلم آرام شود ‚ چرا كه مردم ما د رمورد امام حسن عسگري اختلاف نظر دارند. درهمين هنگام امام عسگري با خادمش بيرون آمدند وقتي مقابل ما رسيد به اين جوان نگاه كرد و فرمود :  تو غفاري هستي ؟  جوان عرض كرد : بله .

    امام فرمود : مادرت حمدويه چه ميكند ؟ او پاسخ داد  خوب است . امام همين مقدار با آن جوان سخن گفت و عبور كرد . من به جوان گفتم آيا آن حضرت قبلا شما را ديده بود و قيافة او را مي شناختي ؟گفت نه  به او گفتم آيا همين قدر براي تو كافي بود ؟     

    ( براي برطرف شدن شك و ترديدت ) پاسخ داد كمتر ازاين هم كافي بود . اين سخن  به خوبي  نشان مي دهد كه اصحاب امام در حين حركت آن حضرت به درباره  او تماس مي گرفتند و گاهي كه جاسوسان حضور داشتند امام براي حفظ جان اصحاب و شناخته نشدن آنها ‚‌به آنان  هشدار  مي داده  است . در عين  حال امام از راههاي گوناگون  با نمايندگانش  ارتباط داشت و يااز طريق تماس برقرا رمي كرد . از  جمله ‚ ابوهاشم جعفري از داوود بن اسود نقل كرده است كه گفته : مولايم مرا صدا زد و تخته اي  به من داد و فرمود اينرا براي فلاني ببر . من  حركت كردم ‚ در بين راه  سقايي مزاحم  من شد و راه مراگرفت . 

    با همان  تخته  كه امام به  من داده بود  بر سر استر زدم كه ناگهان تخته شكست ‚ مشاهده  كردم د رمحل شكسته شده نوشته اي د رداخل تخته قرار  دارد ‚ با عجله تخته را پنهان كردم و از آنجا دور شدم پس از آنكه  مأموريت راانجام دادم و خدمت  امام برگشتم  امام فرمود ما در شرايط  نامناسبي  قرار داريم و امنيت  نداريم . هرگاه كسي  به من  ناسزا گفت ‚  تو نديده بگير و درگير مشو و مأموريت را انجام بده .

    ازجمله نمايندگان امام عسگري  كه بعدا از ناب اربعه شد ‚ عثمان بن سعيد عمري مشهور به (( سمان )) بود . او از طرف امام هادي و عسگري ( ع )  وكالت داشت .

    شيخ طوسي با اشاره به اين مطلب در وجه نامگذاري او به سمان ( روغن فروش ) مي نويسد : او به تجارت روغن مشغول بود تا از آن به عنوان  پوششي براي فعاليت ـ هايش استفاده كند .

    هنگامي كه شيعيان مالي را نزد  وي مي آوردند ‚ او آن را  در ظرف روغن پنهان مي كرد و  مخفيانه  نزد امام  ابو محمد عسگري  مي فرستاد . در روايت كني آمده است كه هر مالي  كه ديگران مي دادند ‚  سرانجام به دست عثمان بن سعيد مي رسيد و او در آنچه امام فرموده بود صرف مي كرد .

     
    نام :
    نام خانوادگی :
    ایمیل :
     
    متن :
    متوسط امتیاز :
    %0
    تعداد آراء :
    0
    امتیاز شما :

     
     
     
     
     

    آدرس: قم - روبروي شبستان امام خميني(ره) - دفتر آيت الله العظمي شاهرودي (دام ظله)

    تلفن: 7730490 3، 7744327 3- 025 فکس: 7741170 3- 025  

    پست الکترونيک: info@shahroudi.net / esteftaa.shahroudi.com@gmail.com