پايگاه اطلاع رساني دفتر آيت الله العظمي شاهرودي دام ظله
ArticleID PicAddress Subject Date
{ArticleID}
{Header}
{Subject}

{Comment}

 {StringDate}
 
 
 
Tuesday 18 June 2019 - الثلاثاء 14 شوال 1440 - سه شنبه 28 3 1398
 
 
 
 
 
 
 
 
  • علم موسى و آيه (ربّ ارني انظر إليك)  
  • ارسال به دوستان
  •  
  •  
  •  سوال 16:
     در مورد اين آيه (و لما جاء موسى لميقاتنا و كلّمه ربّه قال ربّ أرنى أنظر إليك قال لن ترانى ولكن انظر إلى الجبل فان استقرّ مكانه فسوف ترانى فلمّا تجلّى ربّه للجبل جعله دكّاً و خرّ موسى صعقاً فلمّا أفاق قال سبحانك تبت إليك و أنا أوّل المؤمنين)(اعراف : 143)« و چون موسى به وعده گاه ما آمد و خدا با وى سخن گفت ، موسى عرض كرد : خدايا خود را به من نشان بده تا تو را مشاهده كنم . خدا فرمود : هرگز مرا نخواهى ديد ، اما به كوه بنگر ، پس اگر كوه بر جاى ماند ، تو نيز مرا خواهى ديد . پس نور تجلى خداوند بر كوه بتابيد و كوه را متلاشى ساخت و موسى بى هوش افتاد . آن گاه كه به هوش آمد ، عرض كرد : خدايا ، تو منزه و برترى ، به درگاهت توبه كردم و من اول كسى هستم كه به تو ايمان دارم .

    شخصى مى گويد : « پرسش حضرت موسى(عليه السلام) يك پرسش حقيقى بوده است ، يعنى او نمى دانست خدا را نمى شود ديد ، چون از سوى وحى ، از اين .واقعيت ، آگاه نشده بود.

    اين احتمال بعيدى براى ما نيست كه از ذهن حضرت موسى(عليه السلام) ، اين تصور تفصيلى نسبت به ذات الهى نگذشته باشد ، زيرا معرفت الهى تا اين حد ، برايش نازل نشده بود . زمينه مناسبى هم براى تأمل و تحليل فلسفى پيرامون محال بودن جسمانيت خدا و بى مكانى او نبود ، زيرا اين مسئله براى موسى مطرح نبود . از اين .«روست كه ما كاملا ، مفهوم تكامل تدريجى را در تصورات ايمانى شخصيت فكرى رسول درمى يابيم.

    .اكنون ، نظر مباركتان را نسبت به اين مطالب ، بيان نمائيد.


    جواب : بسيارى از خردمندان مى دانند و مى فهمند كه نمى توان خداى خالقِ صانعِ عظيمِ جبار را با چشم ديد ، زيرا محال است خداوند ، جسمِ محدودِ محتاج باشد . پس چگونه ، پيامبرى از پيامبران اولوالعزم الهى ، همچون موسى(عليه السلام)كه خداوند او را در آن زمان ، معلم بشريت قرار داده است ، اين مسئله را نداند . بنابراين ، .در اين آيه و مانند آن ، چند احتمال است.

       1  ـ  بنى اسرائيل از حضرت موسى(عليه السلام) رؤيت خدا را خواستند و حق اين است كه بر بسيارى از آنان محال بودن رؤيت خدا پوشيده بود ، و اين باور از آنها غيرمنتظره هم نبود و چرا نباشد ، وقتى مى بينيم ، گوساله پرستى كردند ، يا از موسى(عليه السلام)خواستند كه خدايانى مانند خدايان بت پرستان برايشان فراهم كند . پس درخواست موسى ، در چنين شرايطى ، نسبت به رؤيت خدا ، مى تواند پاسخى به قومش و براى رعايت حال آنها بوده باشد . در اين مورد ، روايتى در ذيل (اين آيات ، در بعضى تفاسير نقل شده است(تفسير برهان ، ج 2 ، ص 33 و 34)

       2  ـ  ممكن است موسى(عليه السلام) ، با اين درخواست ، رؤيت قلبى كامل  ـ  نه رؤيت بصرى  ـ  را خواسته باشد . زيرا ، شناخت خداوند داراى درجات و مراتب زياد است ، و موسى(عليه السلام)آن مرتبه كامل ، يعنى بدست آوردن علم ضرورى وجدانى را تقاضا كرده است

    علم ضرورى وجدانى ، از نوع آگاهى انسان به حالات و صفات نفسانى خودش است . مثلا كسى مى گويد ، مى بينم كه به فلان چيز اشتها دارم . بديهى است اين ديدن با ديدن ، در مثال : زيد را مى بينم ، يا مثال : زيد را شجاع مى بينم ، متفاوت است . زيرا در مثال زيد ديدن حسّى است ، و در مثال اشتها امرى وجدانى ضرورى است كه بالاترين مراتب شناخت و آگاهى است.

    همين درجه ، مراد اميرالمؤمنين(عليه السلام) است ، آنگاه كه فرمود : « لوكشف الغطاء ما ازددت يقيناً »  ـ  اگر پرده غيب ، كنار رود ، چيزى بر يقينم افزوده نمى شود  ـ  و به اين درجه از يقين مفتخر بود . و اين معنا از ادامه كلام ايشان معلوم مى شود ، زيرا در ادامه فرمود :  اما ، موسى بن عمران عرضه داشت ، پروردگارا خود را به من بنماى .

    صاحب تفسير الميزان ( علامه طباطبائى ) نيز آيه را به همين معنا تفسير كرده است. 

     
     
     

     
     
     
     
     
     

    آدرس: قم - روبروي شبستان امام خميني(ره) - دفتر آيت الله العظمي شاهرودي (دام ظله)

    تلفن: 7730490 3، 7744327 3- 025 فکس: 7741170 3- 025  

    پست الکترونيک: info@shahroudi.net / esteftaa.shahroudi.com@gmail.com