پايگاه اطلاع رساني دفتر آيت الله العظمي شاهرودي دام ظله
ArticleID PicAddress Subject Date
{ArticleID}
{Header}
{Subject}

{Comment}

 {StringDate}
 
 
 
Saturday 21 September 2019 - السبت 21 محرم 1441 - شنبه 30 6 1398
 
 
 
 
 
 
 
 
  • فضايل حضرت زهرا (عليها السلام) و مصائب ايشان  
  • ارسال به دوستان
  •  
  •  

  • كسى منكر فضايل حضرت زهرا(عليها السلام) است و مى گويد : « ايشان يك زن عادى مانند ديگر زن ها است ، نهايت امر اين است كه آن حضرت بر اثر تلاش و بندگى به مقام عاليه رسيده است كه چنين چيزى براى ديگران هم ممكن است » . و مى گويد : « تجربه نشان داده است كه بيشتر از فضايل حضرت و شديدتر از مصائب ايشان در زمان ها و مكان هاى ديگر هم يافت مى شود » . بنابراين او در مصائب وارده بر آن حضرت تشكيك نموده و نسبت به آنچه از گروه مهاجم بر حضرت وارد شد مثل ضربه به پهلو و سقط جنين حضرت محسن(عليه السلام) و شهادت آن حضرت بر اثر اين جرائم ، ترديد دارد . نظر حضرتعالى چيست ؟ و خريد و فروش و خواندن كتاب هايش چه حكمى دارد ؟

     

    جواب : فضايل سرور عالميان حضرت زهرا(عليها السلام) قابل شمارش نيست . روايات در فضايل و مناقب ايشان از طريق شيعه و سنى در حد تواتر است . از مجموعه اين روايات استفاده مى شود كه براى حضرت زهرا(عليها السلام)ويژگى و مقامى است كه ديگران را دسترسى به آن حتى با كثرت عبادت و كوشش ممكن نيست.

    درست است كه عبادت زياده اثر شگرفى در كمال نفسى انسان دارد و براى هر فردى تكامل و پيش روى در مسير تكامل روحى ممكن است ، چون باب توفيق و تأييد از سوى خداوند براى همه باز است ، اما در پيدايش و آفرينش حضرت زهرا ويژگيهاى تكوينى و امور ماورايى دخيل بوده است كه برترى ايشان را بر ديگران واجب كرده و احدى نمى تواند و ممكن نيست به آن مقام برسد . علاوه بر فضايل تكوينى غير اكتسابى ، ايشان در راه عبادت و تلاش و ايثار و ديگر زمينه ها نيز كمالاتى را اكتساب كرده اند . بحث فضايل اكتسابى و غير اكتسابى چهارده معصوم(عليهم السلام) براى ردّ شبهه هايى كه معمولا در اين زمينه وارد و رايج شده و مى شود ، .سودمند و راه گشاست

    سيوطى در تفسير « در المنثور » ذيل آيه(سبحان الذى أسرى) (اسراء : 1) از عايشه روايت نموده كه رسول خدا(صلى الله عليه وآله وسلم)فرمود : در شب معراج كه مرا به .آسمان بردند ، وارد بهشت شدم و در كنار درختى از درخت هاى بهشتى ايستادم كه مانند آن را به نيكويى در سپيدى و لطافت برگ و گوارايى و پاكىِ ميوه نديدم . از ميوه اش خوردم كه در صلب من تبديل به نطفه شد . وقتى به زمين .بازگشتم و با حضرت خديجه همبستر شدم ، وى به حضرت فاطمه باردار شد . از آن پس هرگاه ميل زيادى به بوى بهشت پيدا كنم ، بوى فاطمه را استشمام مى كنم.

    نامبرده در كتاب سيره خود روايت كرده است كه پيامبر(صلى الله عليه وآله وسلم)فرمود : « حضرت جبرئيل با سيبى بهشتى نزدم آمد و من آن را خوردم ، سپس با حضرت خديجه همبستر شدم كه وى به فاطمه باردار شد . » حضرت خديجه(عليها السلام)گويد : « حمل سبكى را احساس كردم و هرگاه پيامبر در كنارم نبود ، جنين در شكمم با من سخن مى گفت . هنگام زايمان زن هاى قريش را خبر كردم كه در چنين وقتى حضور زن ها ضرورى است . اما آنان نيامدند و پيام دادند كه نزدت نمى آئيم چون تو سخن ما را نپذيرفتى و با محمد ازدواج كردى . » در اين هنگام به لطف الهى چهار زن بر حضرت خديجه وارد شدند كه از نظر جمال و نورانيت قابل .توصيف نيستند

    ((يكى از آن ها گفت : من مادرت حوّا هستم . ( همسر حضرت آدم(عليه السلام

    (ديگر گفت : من آسيه دختر مزاحم هستم . ( همسر فرعون

    ((سومى گفت : من كلثوم هستم . ( خواهر حضرت موسى(عليه السلام

    و آخرى گفت : من مريم دختر عمران ، مادر حضرت عيسى(عليه السلام) هستم

    ما آمده ايم تا در وضع حمل ، تو را يارى كنيم . پس آن گاه كه فاطمه(عليها السلام)به دنيا آمد و بر زمين قرار گرفت سجده كرد و دست خود را  ـ  به نشان اداى شهادتين  ـ  بالا برد(ذخائر العقبى ، محب الدين الطبرى ، ص 44)

    نص هاى فراوانى به اين مضمون در كتب اهل سنت ، مانند مستدرك الصحيحين ، ذخائر العقبى ، تاريخ بغداد و . . .(فضايل الخمسه ، جلد 3 ، ص 152) موجود است . و اما روايات از طريق اماميه ، در حد تواتر و با سند صحيح(خبر صحيح آن است كه تمام راويان آن دوازده امامى ، عادل و جامع الشرايط باشند . براى آگاهى بيشتر به مباحث علم اصول در بحث اقسام خبر واحد رجوع كنيد . ( مترجم)) ، بسيار است( بحار الانوار ، ج 43 ، ص 2 الى 6)

    براى شناخت حضرت زهرا(عليها السلام) توجه به عنايات خاصه ربانى كه ايشان در مراحل پيدايش و زندگى از آن بهره مند بودند لازم و مفيد است . از اين رو به .برخى از :ويژگيهاى ايشان اشاره مى كنيم

    اول : مرحله پيدايش نطفه و ساختار وجودى حضرت

    (پيامبرى كه همه آفريده ها مجذوب او هستند ، خود مجذوب درخت بهشتى شد كه منشأ آفرينش زهرا(عليها السلام)است ، چنانكه كلام ايشان (صلى الله عليه وآله وسلم)نشانگر جلب توجه او به اين درخت خالص است كه فرمود : « در بهشت درختى بدين نيكويى و برگهايى بدين درخشانى نديدم » . نطفه حضرت زهرا از ميوه اين درخت است ، چه آن ميوه را پيامبر ( بنابر برخى روايات ) در بهشت ميل كرده باشد و يا ( بنابر برخى روايات ديگر ) روى زمين و پس از اتمام چهل روز روزه .دارى از دست جبرئيل .خورده باشد.

    .دوم : در مرحله جنينى در شكم مادرش حضرت خديجه با ايشان سخن مى گفت و انيس او بود

    سوم : در روايات شيعه و سنى چنين وارد شده است كه در هنگام ولادت حضرت زهرا (عليها السلام) چهار بانوى شريف يعنى حواء و آسيه و مريم و كلثوم حاضر .شدند و .كمر به خدمت حضرت خديجه (عليها السلام) و دختر گراميشان بستند.

    آنچه ذكر شد تنها اشاره اى به مراحل پيدايش و تكوين جسمانى حضرت زهرا(عليها السلام)بود . اما درباره آفرينش روح آن حضرت هرچه گفته شود كم است . از آن .جا .كه جسم و روح سنخيت دارند معلوم مى شود كه روحى كه براى آن چنين بدنى از بهشت مهيا كرده اند چقدر عظيم و پراهميت است.

    در حديث معتبر آمده است كه ايشان پيش از آفرينش ، نورى بوده است در سايه عرش الهى كه به تقديس و تحميد حضرت حق ( سبحان الله ، لا اله الا الله ، الحمدلله ) .مشغول بود و به واسطه نورانيتش تاريكى اى كه فرشتگان را فراگرفته بود ، برداشته شد  ( بحارالانوار ج 43 ، ص 4)

    از جمله عنايات خاصه پروردگار به آن حضرت ، داستان ازدواج ايشان با حضرت على(عليه السلام) است كه به فرمان خداى تعالى صورت گرفت(الرياض النضرة ، ج 2 ، ص 180) و خداوند .حضرت فاطمه عليها السلام)را در آسمان به على بن ابى طالب(عليه السلام)تزويج فرمود.

    در روايت چنين آمده است كه « با رسول خدا در مسجد بوديم كه به على(عليه السلام) فرمود : اين جبرئيل است كه به من خبر داده است خداى تعالى تزويج نموده تو را به فاطمه و بر اين ازدواج چهل هزار فرشته را گواه گرفته است . . . »( ذخائر العقبى ، محب الطبرى ، ص 32 / فضايل الخمسه ، ج 2 ، ص 147)

    : چهارم

    از جمله فضايل حضرت فاطمه (عليها السلام) ، آن گونه كه در « تاريخ بغداد » از ابن عباس نقل شده ، آن است كه گفت : « رسول خدا(صلى الله عليه وآله وسلم)فرمود : دخترم ، فاطمه ، حوريه انسيه است كه حيض نمى شود و خون و پليدى ( استحاضه و نفاس ) نمى بيند . » و در « ذخائر العقبى » است كه : « پيامبر(صلى الله (عليه وآله وسلم)فرمود : مگر نمى دانى دخترم طاهره مطهره است و براى او خونى در حيض و نفاس ديده نمى شود »( تاريخ بغداد ، ج 2 ، ص 331

    موارد ياد شده ، برخى از فضايل و مقام و رتبه عالى آن حضرت بوده است كه هرگز احدى به آن نخواهد رسيد . اين فضايل در آيات قرآن كريم ، مثل آيه تطهير : (إنما يريد الله ليذهب عنكم الرجس أهل البيت و يطهركم تطهيراً) ( احزاب : 33) ، مباهله (فقل تعالوا ندع أبناءنا و أبناءكم و نساءنا و نساءكم و أنفسنا و أنفسكم)( آل عمران : 61) ، قربى (قل لا أسألكم عليه أجراً إلاّ المودة فى القربى) (شورى : 23) ، سوره هل أتى و ديگر .آيات تجلى .كرده است

    همچنين آن چه از زبان مبارك پيامبر(صلى الله عليه وآله وسلم)  ـ  كسى كه از روى هواى نفس سخن نمى گويد  ـ  در شأن حضرت زهرا(عليها السلام)نقل شده است ، :اشاراتى بر عظمت و كمال خاص وجود مبارك صديقه طاهره(عليها السلام)مى باشد . آنجا كه مى فرمايد

    .« تو سرور همه زنان جهان از اولين و آخرين هستى » و « خداوند به خشم فاطمه خشمناك و به خوشنوديش خوشنود مى شود » و « فاطمه ، مادر پدرش است

    پس كدامين زن را ياراى رسيدن به اين درجه بالا و مقام رفيع است ؟ فاطمه(عليها السلام) گوهر يگانه و تحفه منحصر به فردى است از سوى خداوند كريم براى پيامبر .عظيم و از هر جهت او را مانندى نيست

    اما در مورد مصائب آن حضرت و آن چه بر سرش آمد از غصب حق و شكستن پهلو ، كسى كه مدعى است از تاريخ اسلامى صحيح موجود در كتاب هاى شيعه و سنى آگاهى دارد ، شايسته نيست شك كند . اخبار وارده در اين باب .بسيار است ، بلكه تواتر اجمالى دارد و در خبر متواتر ، بحث سندى وجهى ندارد ، چنان كه در علم اصول ثابت شده است.

    :  به برخى از روايات اهل سنت در اين مورد توجه كنيد

    الف ) حضرت فاطمه(عليها السلام) بعد از وفات رسول خدا(صلى الله عليه وآله وسلم)ميراثش را از ابوبكر درخواست كرد ، ابوبكر به ايشان گفت رسول خدا(صلى الله عليه وآله وسلم)فرمود : « ما پيامبران ارث نمى گذاريم ، هرچه باقى مى گذاريم صدقه است » با شنيدن اين سخن بى اساس ، حضرت فاطمه به خشم آمد و از ابوبكر دورى جست ( و قهر كرد ) تا از دنيا رفت( صحيح البخارى ، ج 2 ، ص 186 كتاب الخمس و باب غزوه خيبر و كتاب الفرائض)

    ب ) ابن قتيبه نقل مى كند ، حضرت فاطمه(عليها السلام) به ابوبكر و عمر فرمود : شما را به خدا سوگند ، آيا شنيديد كه رسول خدا فرمود « خشنودى فاطمه خشنودى من است و غضب او ، غضب من است ، هركه دخترم ، فاطمه را دوست بدارد به درستى كه مرا دوست داشته و هركه او را خشنود سازد مرا خشنود ساخته ، و هركه .او .را به خشم آورد مرا به خشم آورده است » . پاسخ دادند : آرى از رسول خدا (صلى الله عليه وآله وسلم) اين را ما شنيديم.

    حضرت فرمود : خدا و فرشتگان را گواه مى گيرم كه شما دو نفر مرا به خشم آورديد و از شما راضى نيستم و آن گاه كه به ديدار پيامبر(صلى الله عليه وآله وسلم)بروم از شما شكوه خواهم كرد.

    ابوبكر گفت : من از خشم الهى و خشم تو اى فاطمه ، به خدا پناه مى برم . سپس ابوبكر گريه زياد نمود تا جايى كه نزديك بود جان از بدن تهى كند ، در حالى كه حضرت فرمود : به خدا سوگند در هر نمازى كه مى خوانم شما را نفرين مى كنم . ابوبكر خارج شد و مردم در اطرافش اجتماع كردند . او خطاب به مردم گفت : هر كدام از شما مردم شب ها را دست در گردن زنان خود و شادمان با خانواده خويش سپرى مى كنيد و مرا به همراه اين بدبختى و خلاف كارى كه كرده ام ترك كرديد ، نيازى به بيعت شما ندارم ، بيعتى را كه با من كرده ايد پس بگيريد( الامامة و السياسة ، ابن قتيبه ، ص 14)

    ج ) بلاذرى روايت كرده است كه ابوبكر ، عمر را به سوى على(عليه السلام)فرستاد تا از وى بيعت بگيرد ، حضرت بيعت نكرد . آن گاه عمر در حالى كه آتش گيره اى (همراهش بود آمد . در كنار درب خانه به فاطمه(عليها السلام)برخورد . حضرت فرمود : اى پسر خطاب آيا مى خواهى درب خانه ام را بسوزانى ؟ گفت : آرى(انساب الاشراف ، بلاذرى ، ج 1 ، ص 586/نيز ، العقد الفريد ، ج 3 ، ص 63)

    د ) مسعودى نوشته است : پس مهاجمين ( از سوى خلافت ) بر حضرت على(عليه السلام)هجوم بردند و به زور ايشان را از منزل خارج كردند و سرور زنان ، حضرت زهرا(عليها السلام)را با درب فشار دادند به اندازه اى كه محسن را سقط كرد( اثبات الوصيه ، مسعودى ، ص 116 تا 119/نيز ، منتخب كنز العمّال ، ص 174)

    (هـ ) ابن قتيبه مى گويد : « به عمر گفتند : تو كه مى خواهى اين خانه را به آتش بكشى ، فاطمه ، دختر پيامبر درون آن است . گفت : اگرچه فاطمه باشد »(الامامة و السياسة ، ابن قتيبه ، ص 19)

    و ) شهرستانى از نظام نقل كرده است كه « در روز بيعت ، عمر به شكم حضرت فاطمه(عليها السلام) ضربه اى زد كه جنين او افتاد . و عمر فرياد مى زد : خانه را با  اهلش آتش بزنيد »(ملل و نحل ، شهرستانى ، ص 83)

    ابن ابى الحديد ، شارح معروف نهج البلاغه ، مى گويد : از نظر من ، سخن صحيح آن است كه حضرت فاطمه(عليها السلام) از دنيا رفت در حالى كه بر ابوبكر و عمر ، خشمگين بود . سفارش كرد كه آن دو بر جنازه اش نماز نخوانند(شرح نهج البلاغه ، ابن ابى الحديد ، ج 2 ، ص 20 و ج 6 ، ص 50)

    تاريخ طبرى مى گويد : عمر بن خطاب بر منزل على(عليه السلام)آمد و گفت : به خدا قسم شما را به آتش مى كشم ، يا براى بيعت از خانه بيرون مى آورم.

    آنچه گذشت ، فقط برخى از رواياتى بود كه اهل سنت نقل كرده اند . اما روايات شيعه در اين مورد ، بسيار زيادتر است . براى آگاهى بيشتر به جلد 43 بحارالانوار .مراجعه كنيد.

    بنابراين ، روشن شد كه مصائبى كه بر آن حضرت واقع شد واقعيت دارد ، و گذشتن از حق ، چيزى جز گمراهى نيست . اكنون بايد بدانيد ، كتاب هايى كه تظلّم و مصائب ايشان را منكر باشند از كتاب هاى ضلال و گمراه كننده اند و خريد ، فروش ، خواندن و نگهدارى آنها حرام است . مگر براى كسى كه بخواهد و بتواند آنها را .نقد و بررسى كند.

    تذكر : اگر قصد مراجعه به منابع و مصادر اهل سنت را داريد ، سعى كنيد چاپ هاى قديمى را ملاحظه كنيد ، زيرا به احتمال زياد در چاپ هاى جديد برخى از مطالب و شواهد ، براى سرپوش گذاشتن روى حقايق و واقعيات ، حذف شده اند.

     
     

     
     
     
     
     
     

    آدرس: قم - روبروي شبستان امام خميني(ره) - دفتر آيت الله العظمي شاهرودي (دام ظله)

    تلفن: 7730490 3، 7744327 3- 025 فکس: 7741170 3- 025  

    پست الکترونيک: info@shahroudi.net / esteftaa.shahroudi.com@gmail.com