پايگاه اطلاع رساني دفتر آيت الله العظمي شاهرودي دام ظله
ArticleID PicAddress Subject Date
{ArticleID}
{Header}
{Subject}

{Comment}

 {StringDate}
 
 
 
Tuesday 18 June 2019 - الثلاثاء 14 شوال 1440 - سه شنبه 28 3 1398
 
 
 
 
 
 
 
سوال 32:
غلو چيست ؟

جواب : اعتقاد به اين كه پيامبران و پيشوايان دين مستقلا و بدون اذن و كمك خداوند متعال در شؤون مخلوقات تصرف كنند ، غلو است; مانند اعتقاد به اين كه ايشان بدون اراده و مصلحت خداوند ، مرده را زنده كنند يا زنده اى را بميرانند يا رزق كسى را كاهش يا افزايش دهند يا در ماهيت پديده ها تغيير و تبديل ايجاد كنند يا سنگ .ريزه را به سكه طلا تبديل كنند يا حيوانى را با كلام انسانى وادار به صحبت كنند.

سؤال  33 :
اگر كسى بر اين باور باشد كه ائمه(عليهم السلام) مقامى دارند كه هيچ ملك مقرب و نبى مرسلى به آن نمى رسد ، آيا اين غلو و در نتيجه مشمول لعن آيه 64 سوره مائده نيست كه مى فرمايد : وقالت اليهود ((يد الله مغلولة غلّت أيديهم ولعنوا بما قالوا )) و يهود گفت : دست خدا بسته است . دستهايشان بسته باد! و بخاطر اين سخن لعنت شوند.

جواب : اعتقاد به اين كه خداوند متعال به پيامبران و امامان(عليهم السلام)قدرتى ببخشد كه بتوانند بيافرينند ، روزى دهند ، از غيب آگاه شوند و يا امور ديگرى از اين قبيل ، به گونه اى كه خداوند قادر بر سلب اين قدرت از آنان باشد ، غلو و تفويض ممنوع نيست  ـ  كه يهود به آن معتقدند  ـ  و از موارد لعن آيه شريفه هم نيست ، زيرا يهود بر اين باور بودند كه خداوند به عزير پيامبر قدرت بر آفرينش داد و دست خويش را نيز در سلب قدرت از او چنان بست كه نمى توانست خلاف خواسته عزير .تصرفى كند و اين البته عين كفر است.

اما اعتقاد ما اين است كه خداوند به پيامبران و امامان ، قدرت هايى براى انجام دادن كارهاى خارق العاده  ـ  مانند آنچه گذشت  ـ  داده است ، به گونه اى كه در هر لحظه ، وابسته به اراده خداوند و مددجوى از نيروى او و سرشار از فيوضاتش هستند . و صد البته ممكن است وقتى مصلحت نباشد مانع از تصرف آنان شود . به چند :نمونه ذيل توجه كنيد.

و إذ تخلق من الطين كهيئة الطير بإذنى فتنفخ فيها فتكون طيراً بإذنى و تبرء الأكمه و الأبرص بإذنى و إذ تخرج الموتى بإذنى ( مائده :110)

اذن من ( چيزى ) به شكل پرنده از گل ساختى و در آن دميدى و به اذن من پرنده اى شد و كور مادرزاد و برص زده را شفا دادى و آن گاه كه مردگان را به اذن من باز آوردى.

«و ما نقموا إلاّ أن أغناهم الله و رسوله من فضله(توبه : 74)« و گله اى نداشتند جز آن كه خدا و پيامبرش از كرم خويش توانگرشان كرده است.

«قل يتوفّاكم ملك الموت الذى وكّل بكم( سجده : 11)»

« بگو فرشته مرگ كه بر شما گماشته شده است جانتان را مى گيرد»

«حتى إذا جاءتهم رسلنا يتوفّونهم ( اعراف : 37)« وقتى فرشتگان ما به سوى ايشان روند كه جانشان را بگيرند»

«قال الذى عنده علم من الكتاب أنا آتيك به قبل أن يرتدّ إليك طرفك(نمل: 40)« آن كه دانشى از كتاب نزدش بود گفت من آن را پيش از آن كه چشم بر هم زنى نزد تو آرم».

«فالمدبرات أمراً ( نازعات :5) « قسم به تدبير كنندگان امور».

در اين آيات تصرفات و كارهاى خارق العاده به پيامبران ، يارانشان و يا به فرشتگان نسبت داده شده و نه به خداى تعالى، پس ایشان در این گونه امور مباشرت دارند . اما نكته كليدى انجام امور به اذن و قدرت خداوند است . دوباره به كلمه « بإذنى » ( به اجازه من ) در آيه 110 سوره مائده توجه كنيد . اما «در سوره زمر آيه  42 خداوند ميراندن را به خودش نسبت مى دهد :(الله يتوفى الأنفس)»خداوند جان ها را مى گيرد.

نتيجه اين كه ، اقدامات پيامبران ، امامان ، فرشتگان و . . . همه در راستاى مصلحت و اراده خداوند است.

در كتاب « بصائر الدرجات » باب « ائمه مردگان را زنده مى كنند و كور مادر زاد را شفا مى دهند » از ابوبصير  ـ  كه نابينا بود  ـ  روايتى نقل شده است كه : « به امام صادق(عليه السلام) و امام باقر(عليه السلام)عرض كردم شما وارثان رسول خدا(صلى الله عليه وآله وسلم)هستيد ؟ فرمود : بلى . گفتم : رسول خدا(صلى الله عليه وآله وسلم) وارث پيامبران است و مى داند هر آنچه ايشان مى دانستند . فرمود : بلى . گفتم : شما ( هم ) مى توانيد مرده را زنده كنيد و كور مادرزاد و بيمارى برص را شفا دهيد ؟ فرمود : به اذن خدا ، بلى . سپس فرمود : اى ابا محمد ( كنيه ابوبصير ) نزديكم بيا . سپس دست خود را بر صورت و چشمم كشيد و من ( بينا شده ) خورشيد و آسمان و زمين و خانه ها و هرچه در آن بود را ديدم . آن گاه فرمود : دوست دارى همين گونه بينا باشى و در قيامت براى تو باشد آنچه براى مردم است و به ضررت باشد آنچه به ضرر آنهاست ؟ ( يعنى مكلف باشى به تكليف بينايان ) يا مى خواهى ( مثل سابق ) نابينا باشى و بهشت خالص را داشته باشى ؟ عرض كردم : مى خواهم همان گونه كه بودم باشم ، پس دستى بر چشمم كشيد و ( دوباره ) نابينا شدم.

ونيز ائمه(عليهم السلام) در روايات فرموده اند : ما را ( در مقام ستايش ) از ربوبيت ( خداوندى ) پائين آوريد آنگاه هرچه مى خواهيد درباره ما بگوييد ( و فضايل ما را برشماريد ).

بنابراين ، آن چه در زيارت جامعه كبيره آمده است ، مانند « بازگشت خلق به سوى شماست و حساب آنان با شماست » (« إياب الخلق إليكم و حسابه عليكم ») غلو نيست و منافاتى با فرموده خداى تعالى در آيه زير ندارد:

«إنّ إلينا إيابهم * ثمّ إنّ علينا حسابهم)(غاشيه : 25 و 26)« كه بازگشت آنان به سوى ماست آن گاه حسابشان با ماست.

پس از آنجا كه علم ائمه(عليهم السلام) به شهادت آيه كريمه (عباد مكرمون  * لايسبقونه بالقول و هم بأمره يعملون  * يعلم ما بين أيديهم و ما خلفهم و لايشفعون إلاّ لمن ارتضى)  (سوره انبياء : 26 و 27 و 28) « بندگانى اكرام شده ، كه به گفتار از خدا پيشى نگيرند و به فرمان او كار كنند ، از هرچه جلوى رويشان و پشت سرشان هست آگاه اند و جز براى آن كه خدا رضايت دهد شفاعت نمى كنند » به اذن خداوند متعال است ، نسبت دادن آن به ايشان و به خداوند متعال هر دو صحيح است . همانطور كه در قرآن كريم عمل ميراندن در آيه اى به خود خداوند متعال ودر آيات ديگرى به ملك الموت و ملائكه ديگر نسبت داده شده است و نسبت ميراندن به غير خداوند غلو نيست.

و شايد تأكيد بر ذكر تكبير صدگانه پيش از خواندن زيارت جامعه كبيره براى يادآورى همين است كه اين اوصاف ياد شده در زيارت ، ائمه(عليهم السلام) را به مقام خدائى نمى رساند و آنان را شريك بارى تعالى نمى سازد چرا كه مقام ربوبيت عظيم تر و والاتر است . همان گونه كه در مفاتيح الجنان آمده است ، علامه مجلس(رحمه الله) نيز اين تكبيرها را براى پيش گيرى از غلو مى داند كه طبيعت انسان به آن تمايل دارد.

 
 
 

 
 
 
 
 
 

آدرس: قم - روبروي شبستان امام خميني(ره) - دفتر آيت الله العظمي شاهرودي (دام ظله)

تلفن: 7730490 3، 7744327 3- 025 فکس: 7741170 3- 025  

پست الکترونيک: info@shahroudi.net / esteftaa.shahroudi.com@gmail.com