پايگاه اطلاع رساني دفتر آيت الله العظمي شاهرودي دام ظله
ArticleID PicAddress Subject Date
{ArticleID}
{Header}
{Subject}

{Comment}

 {StringDate}
 
 
 
Wednesday 20 November 2019 - الأربعاء 22 ربيع الأول 1441 - چهارشنبه 29 8 1398
 
 
 
 
 
 
 
 
  • علم امام(عليه السلام)  
  • ارسال به دوستان
  •  
  •  
  •  سوال 40:
    در كتاب شريف كافى (جلد 1 / كتاب الحجة ، باب : أن الأئمه لم يفعلوا شيئاً و لا يفعلون إلاّ بعد الله) آمده است كه ائمه(عليهم السلام)كتاب « مختوم يا خواتيم »(نامه يا صحيفه بسته و مهر شده به مهر خاص پيامبر(صلى الله عليه وآله) و ائمه(عليهم السلام)است كه هر امامى آن را به امام پس از خود مى دهد و او مهر مربوط به خود را مى گشايد) را از يكديگر ارث مى برند . هر كدام از امامان آن كتاب را مى گشايد و از آن چه براى اوست آگاهى مى يابد .

    امام حسين(عليه السلام) آن را گشود ، پس در آن يافت كه نوشته بجنگ ، بكش و كشته شو و گروهى را براى شهادت با خودت بيرون ببر كه جز با همراهى تو به سعادت شهادت نرسند ، و آن حضرت چنين كرد ( و واقعه كربلا در روز عاشورا پديد آمد ) .

    حضرت زين العابدين(عليه السلام) آن را گشود ، ديد در آن نوشته است خاموشى گزين و سر به زير افكن .

    امام باقر(عليه السلام) مهر پنجم را باز فرمود ، ديد در آن است كه كتاب خدا را تفسير كن و امامت پدرت را تصديق كرده ، ميراث امامت را به پسرت بده . . . .

    بنابراين چگونه مى توان گفت كه تصميم گيرى ها و اتخاذ مواضع هر امام طبق مصالح و مقتضيات دوره امامتش بوده است ، بلكه سيره هر امام امرى از پيش تعيين شده و بدون ابتكار عمل ايشان بوده است ؟ با اين وجود تحليل تاريخ ائمه(عليهم السلام) و استنباط آراء و ديدگاههاى متفكرين اسلامى از سيره معصومين(عليهم السلام) چه جايگاهى دارد ؟


    جواب : آن چه از روايات روشن مى شود اين است كه براى هر امامى از سوى خداى تعالى كتابى و عهدى است كه موضع ، سياست و راه و روش او به صورت اجمال در آن بيان شده است . پس معلوم نيست كه اين كتاب شامل همه خصوصيات و حالات و مواضع باشد . شايد اصول كلى را براى امام تعيين مى كند و او در تطبيق اصول با مصاديق و موقعيت ها مخيّر است . با اين احتمال ، تحليل هاى انديشمندان ناظر است بر انتخاب روش و مسيرى كه ائمه(عليهم السلام) در پيش گرفته اند . هم چنان كه از توجيه و تعليل خود ائمه(عليهم السلام) براى موضع گيرى هايشان روشن مى شود . مانند آن چه كه درباره صلح امام حسن(عليه السلام) ، يا پذيرش ولايت عهدى از سوى امام رضا(عليه السلام) و يا كلام امام حسين(عليه السلام)كه فرمودند :« من براى اصلاح امت جدم قيام كردم » ، بيان شده است . وانگهى ، بر فرض اين كه جزئيات اين امور و اعمالشان نوشته شده باشد و از سوى خداوند متعال مكلف باشند ، تحليل هاى صاحب نظران معطوف به همين حكمت الهى است و اين كه خداوند به چه دليل و حكمتى ائمه(عليهم السلام)را به اين جايگاه و امور مربوط به آن فرمان داده است .

    بنابراين نبايد تصور كرد كه انديشمندان به علت حقيقى و حكمت و مصلحت اساسى سيره معصومين(عليهم السلام)رسيده اند ، بلكه تحليل هاى آنان از قبيل برداشت هايى است كه ممكن است برخى مطابق با واقع باشد و برخى نباشد .

    سخن اساسى اين است كه وقتى ائمه(عليهم السلام) كارى را انجام دادند و روشى را پيش گرفتند ، هر چند كه توانايى تفسير و تعليل آن را نداريم بايد از روى تعبّد بپذيريم . هم چنان كه علت برخى از احكام عبادى را نمى دانيم ولى شرعيت آن ها را پذيرفته ايم و عمل مى كنيم ، چون بطور كلى مى دانيم كه حكمتى و مصلحتى وراى آن نهفته است ولى ما آگاهى نداريم . مثلا فلسفه سه ركعت بودن نماز مغرب و چهار ركعت بودن نماز عشاء را نمى دانيم اما به صرف ندانستن ، از آن سرباز نمى زنيم .

     
     
     

     
     
     
     
     
     

    آدرس: قم - روبروي شبستان امام خميني(ره) - دفتر آيت الله العظمي شاهرودي (دام ظله)

    تلفن: 7730490 3، 7744327 3- 025 فکس: 7741170 3- 025  

    پست الکترونيک: info@shahroudi.net / esteftaa.shahroudi.com@gmail.com