پايگاه اطلاع رساني دفتر آيت الله العظمي شاهرودي دام ظله
ArticleID PicAddress Subject Date
{ArticleID}
{Header}
{Subject}

{Comment}

 {StringDate}
 
 
 
Sunday 17 November 2019 - الأحد 19 ربيع الأول 1441 - يکشنبه 26 8 1398
 
 
 
 
 
 
 
 
  • پرداختن به امور دنيوى از نگاه اسلام  
  • ارسال به دوستان
  •  
  •  
  •  سوال 66:
    در كتاب « آداب معنوى نماز » امام خمينى(قدس سره)جزء دوم ، آمده است :

    « آنان كه گمان مى كنند دعوت پيامبر خاتم و رسول هاشمى(صلى الله عليه وآله وسلم)دو جهت داشته است : جهت دنيوى و جهت اخروى و خيال مى كنند اين براى صاحب شريعت فخرى است و براى نبوتش كمالى ، پس اينان دين شناس نبوده و از اهداف رسالت و دعوتش غافلند زيرا دعوت به دنيا از اهداف پيامبرى خارج است و براى گرايش به دنيا ، حس شهوت و غضب و شيطان ظاهر و باطن كافى است و نيازى به بر انگيختن رسولان نيست چرا كه براى برقرار بودن شهوت و غضب نيازى به قرآن و پيامبر نيست .

    حق اين است كه پيامبران مبعوث شدند تا مردم را از روى آوردن به دنيا بازدارند و آزادى و رهايى شهوت و غضب را محدود و مقيد كنند و مردم را به جلوگيرى از سركشى قواى شهوانى و غضب فراخوانند . پيامبران برخى از بهره مندى ها را محدود مى كنند و انسان غافل گمان مى كند آن حضرات مردم را به دنيا دعوت مى كنند . ايشان راه بى بند و بارى و سركشى خوى حيوانى را مى بندند نه اينكه به آن دعوت كنند ، زيرا روح دعوت شريعت مقيد كردن كسب و كار به استفاده از مباحات و پيش گيرى از تمايلات نفس سركش است ( مثلاً ) خوردن آنچه مباح است و نهى از خوردن آن چه نفس ميل دارد ، يا نكاح با حدود و شرايطى كه دارد . آرى پيامبران ، معارض و مخالف اين امور به صورت مطلق و كلى آن نيستند زيرا اين معارضه ، مخالفت با نظام كامل هستى است »(آداب معنوى نماز / 97) .

    عالمانى كه اسلام را مكتب دين و دنيا مى دانند ، انديشه فوق را منتهى به رهبانيت و سكون ، توقف زندگى دنيايى و عقب ماندن مسلمين از تمدن و تكنولوژى مى دانند . به ويژه كه در احكام شرعيه و مفاهيم اسلامى ، چيزهايى است كه انسان را به جمع دين و دنيا ( دنيا و آخرت ) مى خواند ، نظر شريف شما چيست(با توجه به آثار ارزنده مرحوم امام خمينى(قدس سره) ، سئوال كننده به عمق فرمايش امام نرسيده است ، هر چند پاسخ حضرت آية الله لازم است . ( كروه تحقيق  )) ؟


    جواب : نظر درست نظر سوم است كه تلاش مى كنيم بين اين دو نظر ، با توجه به اخبار اجمالا متواتره در اين زمينه ، جمع نمائيم .

    اخبارى كه در تشويق به كشاورزى ، دامدارى ، تجارت داريم و رواياتى كه بر استحباب نكاح دلالت دارند و نيز فرمايش معصوم(عليه السلام) كه « كسى كه آخرت را براى دنيا يا دنيا را براى آخرت ترك كند ، از ما نيست » همچنين « براى دنيايت آن چنان كار كن كه گويى هميشه در دنيا خواهى ماند ، و براى آخرتت آن گونه كه انگار فردا خواهى مرد » و روايت شيخ صدوق(قدس سره) از حضرت موسى بن جعفر(عليه السلام) كه « هر آينه خداوند بنده پرخواب بيكار عاطل و باطل را دشمن مى دارد » و روايت عبد الاعلى كه « از خداوند بى نيازى و عافيت در دنيا ، و در آخرت آمرزش و بهشت بخواهيد »(وسايل الشيعه ، ج 12 ، ص 19 ، ح 2 باب 7 مقدمات تجارت) .

    در صحيفه احمد بن محمد بن ابى نصر آمده است كه : در كوفه وضعيت زندگى براى من تنگ و بحرانى شد و راه معاش به بغداد افتاد و اين كوه ، درهاى روزى اش را براى مردم گشود . پس امام رضا(عليه السلام)فرمود : « اگر قصد خروج دارى ، خارج شو چرا كه امسال كوفه بحرانى است و مردم چاره اى جز طلب معاش ندارند ، پس طلب را وامگذار » .

    و روايت معتبره سكونى : « ثروت و سرمايه ( بى نيازى ) كمك بسيار نيكويى براى پرهيزكارى است » .

    و روايت عمر بن يزيد از امام صادق(عليه السلام) كه : « به درستى كه من در طلب حاجتى كه خدايم كفايت فرمايد سواره راه مى افتم و نمى روم مگر آن كه التماس مى كنم خداوند مرا در طلب حلال ببيند ، مگر نشنيدى سخن خداى عزوجل را كه : (فإذا قضيت الصلاة فانتشروا فى الأرض و ابتغوا من فضل الله)( جمعه : 10) « پس از پايان نماز ( جمعه ) پراكنده شويد و روزى تان رااز فضل خداوند درخواست كنيد » » .

    و روايت حسنه(خبر حسن ، خبرى است كه سند آن به واسطه راويان شيعه اثنى عشرى به معصوم برسد ولى عدالت يا عدم عدالت همه يا برخى از آنان ثابت نشده باشد . ( مترجم )) خالد از امام صادق(عليه السلام) كه : « صبحگاهان كه از نماز فارغ شديد ، زود در پى روزى برويد و از خداوند حلال بخواهيد ، كه او هم زود روزى تان دهد و در پى حلال شما را يارى مى فرمايد » . و  ظاهر اين روايت امر به حلال است و نه فقط نهى از حرام .

    همچنين روايات ديگر در ابواب گوناگون فقه ، خصوصاً ابواب نكاح و تجارت ، كه امر و تشويق به اين دو شده است .

    اما نظر سوم : اسلام انسان رابه دنيا و آخرت ، هر دو فرا مى خواند ، اما دنيا را هدف نمى داند بلكه مقدمه اى براى آخرت مى شناسد(مرحوم امام خمينى(قدس سره) در آثارش به اين نكته توجه و اشاره داشته است، زيرا كه اين بهترين نظر است (كروه تحقيق)) روايات زير شاهد بر اين نظر است :

    « دنيا پلى است براى آخرت » ، « دنيا مزرعه آخرت است » و صحيحه ابن ابى يعفور كه مردى به امام صادق(عليه السلام)عرض كرد : به خدا ، ما در پى دنيائيم ، دوست داريم آن را بدست آوريم . حضرت فرمود : « مايلى به دنيا چه كنى ؟ » گفت : به خود و خانواده ام نيكى كنم ، صله رحم نمايم ، صدقه دهم و حج و عمره به جاى آورم . آن گاه امام(عليه السلام)

    فرمود : « اين ها طلب دنيا نيست بلكه طلب آخرت است »(وسايل الشيعه ، ج 12 ص 19 ، ح 3 ، باب مقدمات تجارت) .

    شواهدى نيز موجود است كه دنيا را نه به عنوان مقدمه براى آخرت ، بلكه به خودى خود نيكو مى داند : (هو أنشأكم من الأرض و استعمركم فيها) (هود : 61) « اوست كه شما را از خاك بيافريد و براى آبادانى زمين برگماشت »  .

    و روايت است از امام رضا(عليه السلام) كه : « آن كس كه در پى مالش جان ببازد ، شهيد است »(وسائل الشيعة ج 11 باب 46 ص 93 روايت 14) .

    روايت فضيل اعور : همراه معاذبن كثير بودم كه او به امام صادق(عليه السلام)عرض كرد : اكنون كه وضع زندگى ام خوب شده است ، تجارت را كنار گذارم ؟ فرمود : اگر چنين كنى از كم عقلى تو يا چيزى مانند آن است(وسايل الشيعه ، ج 12 ، ص 6 ، ح 3 ، باب مقدمات تجارت) .

    روايت هشام ابن احمر : حضرت ابو الحسن(عليه السلام) به مصادف فرمود : « در آغاز روز ، به سوى عزت و سربلندى خود ، به بازار ( براى تجارت ) برو »(وسايل الشيعه ، ج 12 ، ص 4 ، ح 10 ، باب اول مقدمات تجارت) .

    روايت فضيل بن يسار : به امام صادق(عليه السلام) عرض كردم : مى خواهم تجارت را رها كنم . فرمود : « اين كار را نكن در خانه ات را باز و بساطت را پهن كن و از خداى تعالى روزى بخواه »(وسايل الشيعه ، ج 2 ، ص 8 ، ح 11 ، باب 2 مقدمات تجارت) .

    روايت على بن عقبه : امام صادق(عليه السلام) به خدمتكارى فرمود : « اى بنده خدا عزت خود را حفظ كن » . عرض كرد : فدايت شوم ، عزت چيست ؟ فرمود : « به بازار ( در پى كسب و كار ) رفتن و گرامى داشتن نفست سربلندى است » . و به خدمتكار ديگرى فرمود : « چرا صبحگاهان به سوى عزتت نمى روى ؟ » عرض كرد : مى خواهم به تشييع جنازه بروم . فرمود : « پس شامگاه را براى عزتت وا مگذار »(وسايل الشيعه ، ج 12 ، ص 5 ، ح 13 ، باب اول مقدمات تجارت) .

    روايت اسباط بن سالم : روزى نزد امام صادق(عليه السلام) بودم . از معاذ پارچه فروش جويا شد ، عرض شد كه تجارت را رها كرد . فرمود : « ترك تجارت كار شيطان است . هر كه تجارت را ترك كند ثلث عقلش را از دست داده است . آيا نمى دانيد رسول خدا(صلى الله عليه وآله وسلم) از كاروانى كه از شام آمده بود كالا خريد و تجارت كرد و از سود آن قرض هاى خود را باز پرداخت »(وسايل الشيعه ، ج 12 ، ص 8 ، ح 10 ، باب دوم مقدمات تجارت) .

    اگر چه بخش دوم اين روايت بر اين دلالت دارد كه تجارت مقدمه كارهاى نيكوى ديگرى است ( مانند اداى قرض ، هزينه ازدواج و انفاق و . . . ) ، اما بخش اول آن مانند رواياتى كه يادآورى شد ، دلالت بر اين دارد كه به خود تجارت امر شده است ، بنابراين تجارت هم از اين جهت كه مقدمه امر مطلوب ديگرى است مورد امر خداوند است و هم از اين جهت كه خودش مطلوب است .

    مانند ولايت امير المومنين على(عليه السلام) كه به خودى خود مطلوب است ، و در عين حال شرط صحت عبادات است . و يا مثل نماز ظهر كه هم خودش واجب است و هم مقدمه براى درستى نماز عصر است(نمى توان نماز عصر را زودتر از نماز ظهر خواند يعنى تا نماز ظهر را نخوانده ايم برپايى نماز عصر بيهوده است) .

     
     
     

     
     
     
     
     
     

    آدرس: قم - روبروي شبستان امام خميني(ره) - دفتر آيت الله العظمي شاهرودي (دام ظله)

    تلفن: 7730490 3، 7744327 3- 025 فکس: 7741170 3- 025  

    پست الکترونيک: info@shahroudi.net / esteftaa.shahroudi.com@gmail.com