پايگاه اطلاع رساني دفتر آيت الله العظمي شاهرودي دام ظله
ArticleID PicAddress Subject Date
{ArticleID}
{Header}
{Subject}

{Comment}

 {StringDate}
 
 
 
  • بركه آفتاب  
  • 1389-09-02 12:42:10  
  • تعداد بازدید : 58   
  • ارسال به دوستان
  •  
  •  
  • غدير، خاكى سوخته، ملتهب، در عمق صحراى «جُحفه» نيست تا از چهار سوى تا هر جا كه چشم كار مى كند گسترده و ناپيدا باشد. غدير درخشان چون گوهرى در تابش آفتاب است، وسيع به وسعت ابديت است و جارى در لحظه لحظه كائنات است، صبور چون ايمان و لطيف چون عشق است، برنده چون شمشير، كوبنده چون طوفان است، خاشع چون واژه صداقت و سرافراز چون افلاك است. هيچ دست سياه كارى در طول تاريخ نتوانسته است نامش را از لوح دلها و صفحه خاطره ها بزدايد. هر چند كه هزاران بار نامش را از كتابها حذف كردند. كتابى را به خاطر اين نام به آتش كشيدند و زبان هايى را كه در دفاع از اين واقعه باز مى شد بريدند. لكن نتوانستند ياد آن بركه زلال تنهاى در دامن دشت خفته را از خاطر خداجويان محو كنند. هر روز نامش بلند آوازه تر و هر سال خاطره اش شكفته تر و هر زمان روشنى و جذابيتش مضاعف گشت. تا اكنون كه 1400 سال از آن شيرين خاطره صدر اسلام مى گذرد و شيعيان به يادش شادان و از ايمان به آن مفتخرند. تاريخ شيعه و گراميداشت «عيد غدير» در هر سال گواه اين مدعاست. آرى، خورشيد را نمى توان با گِل اندود.

    آفتابى در آن بركه كوچك طلوع كرد كه جهانى را روشنى بخشيد. نورى از آن مكان غريب به كوير خفته برخاست كه انسانها را راهبر و راهنمون شد. غدير، شمشير برنده حق است كه آتش به هستى باطل مى كشد، فارق حق و باطل است، هنگام تعالى انسان از پلشتى خاك به رفعت افلاك است، ترازوى عدل است، خورشيد حقانيت است. باغبان دشت هماره سبز سيادت است، غايت آمال انبياست، جلوه اى از وجه الله است، معناى زندگى است و شرافت آزادگى. حكايت راستى است و روايت درستى، معناى صلات است و تأويل جهاد.

    غدير صراط است، با ايمان به آن مى توان از آن گذشت، وگرنه لبه شمشيرى است كه هر منافق و ملحدى را به دو نيمه خواهد ساخت. غدير نه فراموش شدنى است و نه كهنه شدنى، ماندگار است و پويا و زندگى ساز. غدير تجلّى ولايت است كه ركن حيات معنوى انسان است. آبى است كه ريشه همه درختان و گل بوته هاى باغستانهاى توحيد براى تغذيه و رشد به آن نيازمند است. انسان به ولايت اميرالمؤمنين (عليه السلام) همان گونه نيازمند است كه سلولهاى زنده به اكسيژن هوا. اگر لحظه اى اين جريان حياتبخش از طبيعت حيات ما برخيزد تمامى محكوم به زواليم.

    در دواير مختلف هستى، هر شعاعى به دور محورى مى چرخد و هر پديده اى حول قطب وجودى كه وابسته به اوست دور مى زند. امام معصوم محور هستى، قطب عالم وجود، تكيه گاه آفرينش، واسطه فيض الهى به جهان هستى و نگهدارنده كائنات باذن الله است. ولايت ائمه نور، مربى همه موجودات، سبب دوام و قوام تمامى پديده ها از جماد تا انسان است. راستى چه كسى قادر است امام را به حقيقت معنوى اش بشناسد؟ علم محدود ما چگونه توانايى درك عظمت وجودى امام را دارد؟  ما از اقيانوس بيكران ولايت عظما همان قدر مى دانيم كه آن ايستاده بر ساحل اقيانوس محيط از عمق و وسعت و عجايب آن مى داند، جز هيمنه اى از امواج آن چيزى به گوش نداريم و جز به قدر وسعت ديدمان نمى بينيم. دريغا گمراه آدميزادگانى كه با جهالت خويش، آتش به كانون سعادت ابدى خود مى كشند، دريغا غافلانى كه آفتاب عالم تو را ناديده مى گيرند. تا چند بايد خفته در گورهاى جهالت خويش باشند؟

    تا چند بايد دل در گرو شيطان بنهند؟ تا چند بايد از آستانه خانه آل محمد به مغاك تيره منافقان و ملحدان دل بندند؟

    هان! به خود آييد و راه تحقيق پيماييد و پرده تعصب و تكيه به سنت اجدادى را بردريد، خطبه رسول (ص) را در روز غدير باز خوانيد و حقايقش را دريابيد، چشم دل بگشاييد تا ببينيد روز غدير هنگام جدا شدن حق از باطل است، هنگام تمييز خبيث از طيب است، وقت انتخاب راه است.

    در غدير مى توان همه خلايق را در دو صف ديد: آنانى كه امانت الهى را به جان پذيرفتند و آن گروهى كه از وظايف انسانى شان شانه خالى كردند و راه جباران و ستمگران را برگزيدند. بركه غدير، بركه نيست، گودالى پر آب از باران هاى بهارى نيست، بوته آزمايش حق است كه فلز آدميت را در آن به آتش آسمانى مى سپارد تا طلاى خالص از خار و خاشاكها و كثافتها جدا شود. «تا گريزد هر كه بيرونى بود».

    ولايت اميرالمؤمنين (عليه السلام) مظهر جمال و جلال خداوند است. آئينه خدا نماست، معرفى حاكم عدل و قاضى بر حق است. اكمال دين و اتمام نعمت حق است. على اميرالمؤمنين (عليه السلام) وارث علوم همه انبياست. عالم به تفسير و تأويل قرآن است. آگاه به ظاهر و باطن كلام الله است. خورشيد، نگينى بر انگشترى ولايت او و ماه گوهرى بر افسر كرامت او، مريخ مهره اى از تسبيح دستان او و عرش الرحمن حقيقى قلب مقدس اوست. اميرالمؤمنين (عليه السلام) خود در خطبه اى روز غدير را چنين وصف مى فرمايد:

    «امروز روز روشن كردن حق است و از مقام پاك (رهبر معصوم). به صراحت و «نصّ» سخن گفتن. امروز روز كامل شدن دين است. امروز روز عهد و پيمان است. امروز روز گواهى و گواهان است. امروز، روز نماياندن بنيادهاى نفاق و انكار است. امروز روز بيان حقايق ايمان است. امروز روز راندن شيطان است. امروز روز موعود فيصله دادن حق است. امروز روز فراموش گشته بلند گرايان است. امروز روز راه نشان دادن و ارشاد است. امروز روز آزمون مردمان است. امروز روز رهنمونى به رهنمايان است. امروز روز آشكار ساختن مقاصد پوشيده و زمينه سازى ها و تمهيدهاى ديگران است. امروز روز نص (تصريح) بر شخص است. يعنى آنان كه ويژه اند رهبرى را...

    اكنون در اعمالتان مراقب خداى عز و جل باشيد و از او بپرهيزيد و با آن مكر مكنيد و از راه فريب در مياييد. با اعتقاد به توحيد و يگانگى خداوند و با اطاعت آن كس كه شما را به اطاعت او امر كرده است به خدا تقرّب جوييد. راه گمراهى مسپريد و از پى آنان كه گمراه شدند و ديگران را گمراه كردند مرويد». بارى آن كس كه به رويداد غدير در سال دهم هجرت دل بست، به خدا دل بست و آن كه آن را نپذيرفت خود را محروم ساخت. در آيينه آن بركه زلال، خورشيدى درخشيد كه ميليونها ميليون ستاره از دامن فرو ريخت، و همه تاريخ را ستاره باران كرد.

    در آن روز آفرينش به انتظار آغاز امامت عظما از رفتار باز ماند. در آن روز جهان به نعمت ولايت علوى سرافراز و دين رسول الله تكميل و رضاى حضرت حق علنى گرديد. در آن روز تمامت هستى گوش به كلام خداگون آخرين پيامبر سپرد. در آن روز على اميرالمؤمنين (عليه السلام) دومين شخصيت بزرگ هستى به فرمان حق، پرده از چهره ملكوتى فرو هشت و خورشيد قبايل انسان شد و اين چنين:

     

    «بركه غدير بركه آفتاب شد.»

     
    نام :
    نام خانوادگی :
    ایمیل :
     
    متن :
    متوسط امتیاز :
    %0
    تعداد آراء :
    0
    امتیاز شما :

     
     
     
     
     

    آدرس: قم - روبروي شبستان امام خميني(ره) - دفتر آيت الله العظمي شاهرودي (دام ظله)

    تلفن: 7730490 3، 7744327 3- 025 فکس: 7741170 3- 025  

    پست الکترونيک: info@shahroudi.net / esteftaa.shahroudi.com@gmail.com