پايگاه اطلاع رساني دفتر آيت الله العظمي شاهرودي دام ظله
ArticleID PicAddress Subject Date
{ArticleID}
{Header}
{Subject}

{Comment}

 {StringDate}
 
 
 
  • اخلاق امام باقر عليه السلام  
  • 1389-08-19 12:43:25  
  • تعداد بازدید : 23   
  • ارسال به دوستان
  •  
  •  
  • مردى از اهل شام در مدينه ساكن بود و به خانه امام بسيار مى آمد و به آن گرامى مى گفت: «...در روى زمين بغض و كينه كسى را بيش از تو در دل ندارم و با هيچكس بيش از تو و خاندانت دشمن نيستم! و عقيده ام آنست كه اطاعت خدا و پيامبر و امير مؤمنان در دشمنى باتوست، اگر مى بينى به خانه تو رفت وآمد دارم بدان جهت است كه تو مردى سخنور و اديب و خوش بيان هستى!»

    در عين حال امام عليه السلام با او مدارا مى فرمود و به نرمى سخن مى گفت. چندى بر نيامد كه شامى بيمار شد و مرگ را روياروى خويش ديد و از زندگى نوميد شد، پس وصيت كرد كه چون درگذرد ابوجعفر «امام باقر» بر او نماز گزارد.

    10.jpg - 500x500 - 33.69 kb

    شب به نيمه رسيد و بستگانش او را تمام شده يافتند، بامداد وصى او به مسجد آمد و امام باقر(ع) را ديد كه نماز صبح به پايان برده و به تعقيب نشسته است، و آن گرامى همواره چنين بود كه پس از نماز به ذكر و تعقيب مى پرداخت.

    عرض كرد :

    آن مرد شامى به ديگر سراى شتافته و خود چنين خواسته كه شما بر او نماز گزاريد.

    فرمود: او نمرده است...شتاب مكنيد تا من بيايم.

    پس برخاست و وضو و طهارت را تجديد فرمود و دو ركعت نماز خواند و دستها را به دعا برداشت، سپس به سجده رفت و همچنان تا برآمدن آفتاب، در سجده ماند، آن گاه به خانه شامى آمد و بر بالين او نشست و او را صدا زد و او پاسخ داد، امام او را برنشانيد و پشتش را به ديوار تكيه داد و شربتى طلبيد و به كام او ريخت و به بستگانش فرمود غذاهاى سرد به او بدهند و خود بازگشت.

    ديرى برنيامد كه شامى شفا يافت و به نزد امام آمد و عرض كرد: «گواهى مى دهم كه تو حجت خدا بر مردمانى...»

     6.jpg - 301x210 - 18.80 kb

    «محمدبن منكدر» ـ از صوفيان آن روزگار ـ مى گويد: در روز بسيار گرمى از مدينه بيرون رفتم، ابوجعفر محمد بن على بن الحسين را ديدم ـ همراه با دو تن از غلامانش يا دو تن از دوستانش ـ از سركشى به مزرعه خويش باز مى گردد با خود گفتم: مردى از بزرگان قريش در چنين وقتى در پى دنياست! بايد او را پند دهم.

    نزديك آمدم و سلام كردم، امام در حالى كه عرق از سر و رويش مى ريخت با تندى پاسخم داد. گفتم: خدا ترا به سلامت بدارد آيا شخصيتى چون شما در اين هنگام و با اين حال در پى دنيا مى رود! اگر در اين حالت مرگ در رسد چه مى كنى؟

    فرمود: به خدا سوگند اگر مرگ در رسد در حال اطاعت خداوند خواهم بود، زيرا من بدينوسيله خود را از تو و ديگر مردمان بى نياز مى سازم، از مرگ در آن حالت بيمناكم كه سرگرم گناهى باشم.

    گفتم: رحمت خدا بر تو باد، مى پنداشتم كه شما را پند مى دهم، اما تو مرا پند دادى و آگاه ساختى.

     
    نام :
    نام خانوادگی :
    ایمیل :
     
    متن :
    متوسط امتیاز :
    %0
    تعداد آراء :
    0
    امتیاز شما :

     
     
     
     
     

    آدرس: قم - روبروي شبستان امام خميني(ره) - دفتر آيت الله العظمي شاهرودي (دام ظله)

    تلفن: 7730490 3، 7744327 3- 025 فکس: 7741170 3- 025  

    پست الکترونيک: info@shahroudi.net / esteftaa.shahroudi.com@gmail.com